افزایش رقم مجردان در کشور؛ دلیل در چیست؟

پیامبر خدا می‌فرماید: “کسی‌که ازدواج کند، نصف دینش را کامل می‌کند”.

ازدواج‌نکردن به خودی‌خود نمی‌تواند نگران‌کننده باشد اما وقتی یک جوان، قطعه‌ی گمشده پازل زندگی‌اش را کنار همه محدودیت‌ها، مشکلات، کم‌بودی‌ها و نگرانی‌هایش می‌‌چیند وضعیت به طور کامل تغییر می‌کند.

واقعیت این است که نگرانی درباره‌ی آینده و ترس از تنهایی، گاهی فرد را در مسیری پرهیزانه و حتا خطرناک میندازد که هردو جنس بیش‌تر تجربه‌اش می‌کنند.

در جامعه‌ای که ما نفس می‌کشیم، دختری که به سن جوانی پا گذاشت، ناچار با هزار و یک سوال‌های شخصی خود، از زبان جامعه، پاسخ‌های را ترتیب دهد.

سراغ دختری را گرفتم که با نام ‌مستعار حاضر شد تا حرف دلش را قصه کند.

” فوزیه هستم ۲۹ سال عمر دارم خیلی دوست دارم زودتر ازدواج کنم ولی خواستگار ندارم. وقتی بالای ما اسم انسان گذاشته شد مسلم‌ است نیازهای می‌داشته باشیم ازدواج هم‌بخشی از نیازهای ماست در طول این مدت خواستگارهای زیاد داشتم اما هیچ یکی از آن‌ها مطابق میل مه نبود حتمن یک‌کم‌بودی داشت که رد می‌کردم، یا جذاب نمی‌بود یا مشکل اقتصادی داشت.

اما سال‌به‌سال آمدآمد خواستگار هم کم شد حالا می‌فهمم همه از کبر و‌غرور خودم بود.

حرف‌ها و‌ سوال‌های سختی می‌شنوم مثلن؛ چرا ازدواج نمی‌کنی؟ در انتظار کسی هستی؟ سن ات زیاد شده فکر نکنم کسی پیدا شوه! و…”

به یک‌نکته باید باورمند شد، دختران مجرد تا پسران مجرد در جامعه‌ی کنونی بیش‌تر با دید سوال برانگیز مواجه می‌شوند که سبب خشم اکثریت دختران خانه مانده شده است به آن برچسب بی‌خواستگار می‌زنند. در پهلوی آن بیم پنهان ترس از تنهایی، عذاب‌شان می‌دهند.

به هر حال این که سال‌به‌سال به سن آدم‌ها اضافه شود بی آن که تکلیف داستان تنهایی‌شان روشن شود ماجرای ساده‌ای نیست.

آمارها از افزایش زندگی مجردی، به‌خصوص بین دختران حکایت می‌کند. افزایش زندگی مجردی در دختران به عنوان یک آسیب نوظهور تلقی شده است.

 

ریشه‌ی موضوع

شاید همین انگ‌ها و برچسب‌های ناپسند در گذشته تن خانواده‌ها را از مجرد ماندن و جدا زندگی کردن دخترها می‌لرزاند. نگاه‌هایی‌که شاید یکی از دلیل اصلی خروج دختران از خانه پدری یا حتا شهر و دیار خود برای فرار از نگاه‌ها و حرف‌وحدیث‌های شبکه‌ی خویشاوندی باشد.

روی دیگر این سکه پسران مجرد است، به هر اندازه‌ای که سن بیش‌تر داشته باشند، به مراتب آرام‌تر و بشاش‌تر در اجتماع ظاهر می‌شوند.

با بررسی کل گفته می‌توانیم، آمار تجرد قطعی در روستاها بسیار بالا است. ما می‌دانیم که ازدواج یک تقابل دو‌به‌دو است باید یک دختر با یک پسر ازدواج کند. ولی وقتی ما بیاییم این تعداد را به نسبت شهرها و روستا تفکیک کنیم، می‌بینیم تعداد پسران مجرد در شهرها بیش‌تر از روستا‌ها است. چرا؟

چون یک تعدادی از پسرهای روستایی به شهرها مهاجرت می‌کنند‌ و دختران شهری را دختران آزاد، بداخلاق، و فساد‌پیشه می‌دانند. اما این موضوع به کلی در ذهن همه‌ی پسران اطراف جا اشغال نکرده، یعنی گذر زمان کم‌کم ذهنیت‌ها را رو به تغییر آورده است.

‌این تغییر فقط در دایره‌ی لباس و شیپ‌وتیپ ظاهری آن‌ها نبوده این یک‌تغییر قابل ملاحظه‌ای است یعنی با سرنوشت فردای آنان نقش عمدای بازی می‌کند.

آمارها می‌گوید، پنجاه درصد از آن‌ها به روستا برنمی‌گردند و در شهر ازدواج می‌کنند که دور از چالش‌های تازه‌ی زندگی

نیست. چالش‌های که از بستر تشنج، ناهماهنگی مخالفت‌های ذهنی دو‌طرف بلند شده و منجر به تفرقه یا طلاق می‌شود.

 

دیوار بزرگ در سد راه جوانان

بی‌کاری، اقتصاد بیمار، ترس از طلاق، میل به زندگی یک‌نفره، طویانه‌ی هنگفت و مصرف‌ بلند محفل ازدواج، رواج‌های ناپسند، اندیشه‌های برترجویانه و ده‌ها دلیل ریز و درشت، این روزها ترمز ازدواج را کشیده و شتاب انتخاب زندگی مجردانه را افزایش داده است.

دامنه‌های پست‌وبلند مجردی

نمی‌توان زندگی مجردی را در کل خوب یا بد شمرد. چنان‌که این بخش از نمناک را چنین گفته اند: اگر جوانی زندگی را به تنهایی برگزیده تمام اصول اخلاقی را رعایت کند و پابند به قوانین و ارزش‌ها باشد و دست از پا خطا نکند زندگی مجردی به او آسیبی نمی‌رساند اما اگر با برگزیدن زندگی مجردی میل به کسب تجربه در تمام زمینه‌ها باشد و در خانه خود انواع ناهنجاری‌هایی مثل ارتباط نامناسب با جنس مخالف، استعمال دخانیات، موادمخدر، مشروبات الکلی و … را تجربه کند دچار مشکل خواهد شد و سقوط خواهد کرد. زندگی مجردی نزد بسیاری از افراد جامعه مترادف با بی‌بندوباری است اما همه یک‌سان نیستند زندگی مجردی همیشه خوب و همیشه زشت نیست.

تاثیر ازدواج

زندگی مشترک خوبی که دارد، انسان را از تنهایی در امان نگه‌می‌دارد تا انسان به بی‌راهه کشانیده نشود و مصروف تشکیل خانواده‌ی خود شود این‌که اشاره به بُعد دیگر آن کردیم، مجردی به خودی‌خود، مشکل‌ساز است حالت روحی و ‌روانی فرد را پرخاش‌گر می‌سازد فساد را بیش‌تر دامن می‌زند و هزار دلیل دیگری که ما شاهدش هستیم.

خلاصه‌ی موضوع

شماری از جوانان هم از پیوند مشترک و ازدواج ایده‌ی خوبی ندارند به دلیل این‌که شاهد بودند، مادر و پدرشان از همان کودکی تا بزرگ‌سالی او، با یک‌دیگر اختلاف و دعوا داشته‌اند و همواره زندگی را با دعوا و‌کشمکش پیش بردند، سبب  نارامی هم‌دیگر شدند. اینجاست که اقدام و میل آن‌ها به ازدواج‌ کم شده و‌فردای زندگی خود را در دایره‌ی زندگی والدین خود تصور می‌کنند. این‌همه سرگذشت زندگی والدین بر جوانان تاثیرهای ناگوار داشته، که عقاید بدی به جوانان از ازدواج و ‌خانه‌دار شدن به جا گذاشته است. هم‌چنان کم‌باوری جوانان بر هم‌دیگر سبب کاستن خواستگاری‌ها را هم‌راه داشته، اکنون جوانان به‌خصوص پسرها به دخترانِ که آزاد در اجتماع رفتار می‌کنند، چندان میل نشان نمی‌دهند.

توقع بی‌شمار دختران عین ازدواج و روابط مخفی جوانان نیز نقش جدی را در مجرد ماندن جوانان بازی می‌کند.

فرشته محبوبی