بخش سوم: سیاه ترین دشمن خفته و روش های تأریک استفاده از سپر انسانی در میدان های نبرد

بخش سوم

نویسنده: شکیب احمد نظری

یکی از شیوه های نوین ارتباطات در عصر کنونی، تأمین روابط از راه دور است. به قول «مارشال مک لوهان»، نظریه پرداز علوم ارتباطات، تأمین روابط به شیوه های کنونی سبب شده تا دنیا به همین بزرگی به دهکده­یی کوچک جهانی مبدل گردد. امروز ما با استفاده از شیوه های ارتباطی معاصر میتوانیم فرسنگ ها دور تر از منطقه­ی خود تماس بگیریم و احساس دوری را کنار بگذاریم. بی تردید که پیشرفت در عرصه­ی ارتباطات تأثیرات متفاوت بر کشورهای جهان داشته، اما ما در این مبحث به دنبال مرور اثرات پیشرفت های چشمگیر ارتباطات و وسایل ارتباطات همگانی بر نبرد در افغانستان هستیم. برای باز کردن این گره، ما با دو پرسش بر میخوریم، مبدل شدن جهان به دهکده­ی کوچک جهانی آیا اثراتی بر شیوه­ی نبرد استخباراتی طالبان نیز داشته است؟ و در نهایت پرسش بنیادی این مبحث متمرکز می شود به این که طالبان برای کنترول افکار بیرون مرزی چگونه میتوانند وسایل ارتباطات همگانی به ویژه شبکه های اجتماعی را به کار ببرند و مخاطبان شان که بیشتر بانیان وسایل ارتباطی در شبکه های اجتماعی هستند را وادار به درک پیام های شان سازند و حال و احوال شان را برای کشورهای دیگر برسانند.

گروه طالبان امروزه با استفاده از شبکه های انترنتی چون وتس­آپ، وایبر، تلی­گرام، فیسبوک، توییتر، یوتیوب، ویب سایت های علنی، ویب سایت های مخفی و حتی استفاده از دارک ویب، توانسته تبلیغات شان را به مخاطبان درونی و بیرونی برساند. آنها در شبکه های چون وتس­اپ، وایبر و تلی­گرام بیشتر با مخاطبانی مواجه هستند که سطح فهم و درک شان بالاست، معمولن در هنگام استفاده از این ابزار طالبان به دنبال انتقال دهنده­های پیام شان هستند که یکی از آدرس های خوب برای حمل پیام طالبان بیشتر خبرنگاران، رسانه های متفاوت و معتبر هستند که همه زیر چتر یک گروپ اطلاعات این گروه را دریافت می کنند. در این شبکه ها تمام خبرنگاران که می خواهند در رسانه های متفاوت جهت پوشش رویداد های که طالبان در آن دست دارند، از طرف سخنگویان این گروه «قاری محمد یوسف احمدی و ذبیح الله مجاهد» افزوده می شوند.

در کنار آن طالبان آدرس انترنتی مشخص و علنی دارند که با تمامی تلاش ها هنوز هم این گروه از هاست های (Host) متفاوت که مرتبط به کشورهای دیگر است استفاده کرده و پیام های شان مشمول ویدیو کلپ ها را به دست نشر می سپارند یکی از این ویب سایت ها که وابسته به گروه طالبان است به نام «الاماره» یاد می شود، الاماره را طالبان در سال 2005 میلادی پس از ظهور دوباره این گروه در ولایت هلمند افغانستان ایجاد کردند و این رسانه­ی آنلاین مرتبط، فعالیت های افراطی این گروه را رسانه­یی می سازد؛ تمام فرآورده­های تولیدی این ویب سایت شامل کالاهای اطلاعاتی چون خبر، گزارش، اعلامیه­ها، واکنش­ها، اظهار نظر، مقالات، تبصره­ها، تصاویر، ویدیوها، صدا های ضبط شده، شعر های طالبانی و ترانه های وابسته به طالبان است. ویب سایت طالبان برای مخاطبان بی سواد طراحی نشده است و بیشتر با مخاطبان داخلی و بیرونی سر و کار دارد که به خواندن بلدیت داشته باشند، با مرور این صفحات و تحلیل شیوه طراحی این ویب سایت می توان به صراحت گفت که کار تخنیکی آن از سوی گروه آموزش دیده و حرفه­یی به پیش برده می شود که از اوضاع و احوال افغانستان آگاهی کامل و دقیق دارند. طالبان به 5 زبان مشمول (فارسی­دری، پشتو، عربی، انگلیسی و اردو) برای مخاطبان شان کالاهای تبلیغاتی شان را عرضه می کنند.

باید گفت که طالبان تولیدات تبلیغاتی شانرا به زبان فارسی برای مخاطبان فارسی زبان مشمول شهروندان افغانستان، ایران و تاجکستان (تاجکی های که به نوشتار زبان فارسی بلدیت داشته باشند) ارایه می نمایند. زبان پشتو برای مخاطبان افغانستانی و پاکستانی تولید می گردد، البته باید گفت که نشرات این گروه به زبان پشتو برای مخاطبان پاکستانی به دلیل اهمیت دارد که پاکستان برای این گروه لانه آرام و آسایش زا است. در یک بخش از کتاب «روایت های طالبان» نگاشته شده: “طالبان به پیمانه وسیع به حامیان پاکستانی شان متکی هستند. طالبان در پاکستان پناه گاه دارند. سرمایه داران پاکستانی به آنان پول می دهند. رسانه های بین المللی و منابع نظامی امریکا پیوسته افشا می کند که نهادهای دولتی پاکستان به ویژه دستگاه استخباراتی آن کشور به طالبان کمک می کنند. دستگاه های اطلاعاتی پاکستان به این گروه مشوره هم می دهند و آنانی که به این گروه پول، اطلاعات، پناه گاه، جنگ افزار و مشوره می دهند، انتظار دارند که از تحولات میدان نبرد و فعالیت های نظامی طالبان با خبر شوند.” از همین روست که طالبان مطالب پشتو را منتشر می سازند تا از یک سو منابع عایداتی بیشتر داشته باشند و از سوی دیگر این گروه بتواند در بیشتر موارد اذهان عمومی مردم آن سوی مرز را با خود داشته باشد و این گروه­ها نیز به حیث کتله­ی استخدام شونده متعهد به اهداف و ارزش های طالبان بمانند. تبلیغات و شیوه­ی نشراتی طالبان در این ویب سایت بر گرفته از احساسات ضد غربی و ضد حکومت حاکم در افغانستان نشأت می گیرد. این گروه در این نوع تبلیغات شان تلاش دارند تا احساس قوی و مبارزه طلبانه را علیه حکومت افغانستان و کشور های غربی به ویژه امریکا پدید آورند و برای مخاطبان حس شورش گری را بدهند.

زبان عربی بیشتر برای تمویل کننده­های این گروه از کشورهای عربی است، چون از یک سو طالبان خود را مدافعان واقعی اسلام می پندارند و از سوی دیگر ریشه­ی بزرگی با القاعده دارد و در بیشتر موارد گروه القاعده تمویل کننده­ی اساسی طالبان است، مخاطبان عرب زبان باید بدانند که تمویل شوندگان آنها در کدام احوالی قرار دارند، باید دانست که پشت پرده تمویل این گروه چه نوع تفاهم صورت گرفته است و میان دو طرف تمویل کننده و تمویل شونده چه اصراری نهفته است؟ از همین رو طالبان تلاش می ورزند تا با نشرات عربی، مخاطبان شان در کشورهای عربی را بفهمانند که سرمایه گذاری آنان در نبرد کنونی بی مورد نبوده است.

در آن سو، وقتی به زبان اردو می رسیم، آگاه می شویم که این صفحه برای حامیانی طراحی شده تا برای شان بستر سازی کنند. ساده تر اگر گفته شود، صفحه­ی اردو به خاطر وابستگی طالبان به پنجابی های پاکستان است که نشأت می گیرد به گرایش و وابسته­گی طالبان. در نهایت کالاهای اطلاعاتی در زبان انگلیسی برای مخاطبانی تولید می شود که در هر کشور به ویژه امریکا و اروپا زندگی می کند و شهروندان این کشورها خواهان آگاهی از فعالیت های این گروه هراس افگن هستند. این شیوه­ی اطلاع رسانی و آگاهی دهی از طریق انترنت به گونه­ی آنلاین بیشتر شبه خانه عنکبوت است، چون وقتی حشره­ی در میان این جال گیر ماند، راه بیرون رفت از آن ناممکن است و انسان های آگاه و متخصص عرصه­ی ارتباطات به این باورند که در صورت گیر ماندن در این جال چنین حسی برای انسان تداعی می شود که بیرون شدن از آن نا ممکن است. سبک نوشتاری در تمام زبان ها متفاوت عمل می کند چون به زبان فارسی و پشتو اصل ماجرا، زبان اردو و عربی با کمی تفاوت برای حامیان اطلاعات داده می شود تا حس همکاری به میان آید و در زبان انگلیسی نیز بیشتر زبان نشراتی طالبان تهدید آمیز است. در کنار آن اطلاعات به دست آمده نشان میدهد که مرکز این رسانه­ی آنلاین در بیرون از افغانستان است و برای این که بتوانند مخاطبان بی سواد را نیز طرف قرار دهند این گروه ویدیوهای از نحوه­ی تحرکات شان را منتشر می کنند.

آقای رحمت الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان در یک مقاله اش نگاشته بود که پاکستان از تیوری 3A (Allah, Army & America) برای ترویج افراطیت و مهار نمودن هندوستان منحیث همسایه در منازعه کشمیر استفاده اعظمی نموده و نویسنده به نقل از آن مقاله میتواند بگوید که طالبان نیز با استفاده از همین شیوه برای خودشان یک تیوری 3B (Broadcast, Business & Belief) را طراحی کرده اند که در مبحث Broadcast یا نشرات، از ابزار های نوین ارتباطی استفاده می کنند. Business یا معامله، می توان به گونه­ی موثق مدعی شد که طالبان عملاً با تمویل کننده های شان بحث Deal to Deal را مطرح می سازند و در برابر دریافت این پول از آدرس تمویل کننده به آنها اهداف استخباراتی را پیشنهاد می کنند، این بحث خیلی عمیق است و زاویه های پنهان آن بیشمار، اما باید گفت که تمویل کننده­ها در بدل آن از گروه طالبان خواستار برآورده شدن اهداف استخباراتی شان هستند. بخش اخیر که Belief یا اعتماد است بالای 2 مبحث استوار شده که یکی آن ایجاد فضای اعتماد برای مخاطبان، تمویل کننده­گان و ناظران نبرد افغانستان است و بحث دوم آن استفاده از تبلیغات مذهبی و تحریف شعایر اسلامی جهت ایجاد حس اعتماد میان ارسال کننده پیام/ روایت کننده و گیرنده آن است.

اما واقیعت پشت پرده این 3B چیست؟ بخش تبلیغات طالبان استوار بر 2 نوع تبلیغ خاکستری و سیاه است، که در این نوع تبلیغ همیشه شایعه پراگنی و پروپاگند است همچنان باید گفت که دستگاه پروپاگندای طالبان معمولاً افرادی نیستند که فهم سطحی و عادی از این همه موارد داشته باشند، آنها همیشه بر محیط معلوماتی نظارت کامل دارند و با استفاده از فرصت مناسب بهترین پروپاگند را به اجرا می گزارند. هنگام سر زدن به یکی از شبکه­های اجتماعی چون فیسبوک و تویتر میتوان یافت که به ده­ها کاربران پروپاگندیست طالبان مصروف فعالیت هستند بدون آنکه هویت آنها فاش گردد و یا هم مکان شان.

بخش تجارت طالبان شکلی است که از منابع زراعتی افغانستان به عنوان تولید، کشت، قاچاق و انتقال مواد مخدر در مناطق تحت حاکمیت شان استفاده می کنند که این منبع یکی از منابع تمویل طالبان به حساب می آید و درآمد بعضی از فرماندهان این گروه را مواد مخدر تشکیل می دهد. اما این منبع درآمد برای این گروه کفایت کننده نیست باید یک یاری کننده­ی خوب در کنار این گروه باشد تا باشد، به تمام معنا این گروه را یاری کند. کشور های عربی و پاکستان برای طالبان گاو شیری محسوب می شود چون عرب ها پول می دهند و پاکستانی ها پناه­گاه، هر گروه با داشتن این امکانات مبدل به یکی از شورشی ترین و شرور ترین گروه می تواند مبدل شود.

طالبان برای خود شان سخنگویان دارند اما از این میان یکی از آنها بیشتر در میان رسانه­ها معروف است. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی پر اوازه­ی این گروه، بیشتر مسؤولیت شمال، شرق و مرکز افغانستان را دارد و گزارش های تخریبی این گروه در همین مناطق یاد شده را پوشش می دهد و قاری محمد یوسف احمدی که از شهرتی نه چندان برخوردار است بیشتر بر ولایت های جنوب و غرب افغانستان تمرکز دارد. ذبیح الله مجاهد در جنوری 2007 به حیث سخنگوی این گروه گماشته شد و پیش از وی محمد حنیف سخنگوی طالبان بود که در 17 جنوری 2005 توسط نیروهای امنیت ملی افغانستان بازداشت شد.

ذبیح الله مجاهد در یک مصاحبه به خبرنگار رویترز گفته بود که هر دو سخنگویان این گروه ماهانه 14 هزار افغانی که معادل 180 دالر امریکایی می شود معاش دریافت می کنند. مجاهد در ادامه­ی مصاحبه اش گفته بود که شمار گزارش گران این گروه در 34 ولایت افغانستان همه روزه در حال افزایش است و تمام گزارشگران آنها از طریق تلیفون های هوشمند همراه شان تصاویر، صدا و ویدیو را به دفتر مرکزی آنها ارسال می کنند، دفتر مرکزی آنها به گفته این سخنگو در افغانستان است و نویسندگان این گروه با جمع آوری معلومات روزمره، گزارش ها را مبدل به اعلامیه طالبان نموده و به 5 زبان یاد شده به نشر می رسانند. سخنگوی طالبان گفته بود که تبلیغات طالبان سالانه 25 میلیون افغانی که معادل 323 هزار دالر امریکایی می شود، برای این گروه هزینه دارد.

طالبان در شبکه های اجتماعی نیز بیشترین تبلیغات را دارند چون صفحه فیسبوک ویب سایت الاماره، کاربران حامی گروه طالبان تمام تبلیغات این گروه را به گونه اغراق آمیز به نشر می رسانند و البته باید گفت که این تنها حامیان طالبان نیست که تبلیغات طالبان را همگانی می سازد بلکه بعضی از کاربران مخالف و بی طرف نیز شکار این پروپاگند طالبان شده و تبلیغات آنها را به نشر می رسانند. طالبان با استفاده از سیاهی لشکر تبلیغات ساده و بدون کدام هزینه را از آدرس دیگران داشته و برای این گروه همیشه جنبه مثبت دارد تا موافقان، مخالفان و گروه های خنثی در برابر تبلیغات آنها، پیام های شان را همگانی سازند.

ادامه دارد ….

سیاه ترین دشمن خفته و روش های تأریک استفاده از سپر انسانی در میدان های نبرد