بخش چهارم: سیاه ترین دشمن خفته و روش های تأریک استفاده از سپر انسانی در میدان های نبرد

بخش چهارم

نویسنده: شکیب احمد نظری

چرخه­ی جنگی و ماشین های تبلیغاتی طالبان استوار بر خلق روایت های جذاب و قابل هضم برای مخاطبان موافق، مخالف و بی طرف است، تا با استفاده از این شیوه، اهداف استخباراتی کشور های حامی و تمویل کننده گروه طالبان در افغانستان را تطبیق کنند. متخصصان تبلیغات با دسته بندی اطلاعات طالبان به این باورند که این گروه همواره برای نهادینه کردن اهداف خود و تمویل کننده های شان به 3 نوع تبلیغ مشمول تبلیغ سفید، خاکستری و سیاه اتکا دارند و این طالبان هستند که با استفاده بیشتر از 2 روش تبلیغی خاکستری و سیاه برای مخاطبان شان پیام ها و روایت های را خلق می کنند که قابل جذب باشد و تاثیر گذاری زیادتر بر مخاطبان شان داشته باشد. این نوع تبلیغات معمولن بر محیط معلوماتی بیشتر اثر گذار بوده و پُر از پروپاگند و شایعه پراگنی است که یک نوع حس بی باوری نسبت به اطلاعاتی را ایجاد میکند که دیگر گروه ها بخاطر تأمین اهداف حقیقی و مطابق به دستورالعمل های پذیرفته شده­ی بین المللی تبلیغات سفید را به خور مخاطبان شان میدهند.

شایعه پراگنی و پروپاگندای طالبان، بیشتر برای روستاییان در افغانستان طراحی می شود چون بیشترین جمعیت افغانستان را مردم روستایی تشکیل می دهد و در بخش سربازگیری طالبان نیز این روستایی های هستند که به جمع طالبان می پیوندند و بنا بر عقده های شخصی و یا هم موارد دیگر در برابر نظام جبهه می گیرند. در واقع شاخه اصلی تشکیلات طالبان در رده­ی پیاده نظام را کسانی شکل میدهد که در روستاها حضور دارند و طالبان نیز با درک مجبوریت های این گروه تلاش می ورزند تا چرخه­ی سربازگیری شان را گسترده تر سازند و فعالیت های بهاری شانرا در برابر حکومت افغانستان افزایش دهند. روستایی ها برای طالبان از اهمیت ویژه­ی برخوردار است چون این گروه با پرتاب بمب تبلیغاتی بر افکار روستاییان افغانستان تلاش دارند با استفاده از دهکده­ی کوچک جهانی، بهترین بازخورد را از مخاطبان شان بگیرند. طالبان برای بازخورد مخاطبان متفاوت شان اهمیت به سزای قایل هستند چون با دریافت تمامی بازخورد مخاطبان آنها اطلاعات و داده های را ذخیر نموده و سپس به تحلیل وتجزیه آن می پردازند و بر مبنای آن روایت ها و پیام های جدید با محتویات تازه را در یک بسته­یی تبلیغاتی خلق می کنند.

هر چند حکومت افغانستان با استفاده از تبلیغات سفید تلاش دارد تا برای مخاطبان­اش همیشه اطلاع دهی به موقع کند، از آنجایی که به حیث دولت مسؤولیت حکومت همیشه با حسابدهی و محاسبه­ی درست از وضعیت، دست به تبلیغات سفید میزند، این نوع تبلیغ حکومت افغانستان باعث شده تا طالبان در جنگ تبلیغاتی شان پیروز شوند و رسانه های جمعی افغانستان نیز بهترین ابزار تبلیغ برای شبکه های هراس افگنی به شمار رود چون هر نقل قول از سخنگویان هراس افگنان و یا مصاحبه با آنان یک نوع امتیاز دهی بدون مصرف برای گروه­های افراطی چون طالبان به شمار می رود و حتا سبب تقویت صفوف آنها در بعضی از مناطق گردد.

به قول آقای محمد محقق، طالبان به مفاهیم شهروندی باورمند نیستند، زیرا آنها متکی به مفهوم رعیت وابسته اند و این منطق زندگی شبانی است و برای آنها نمایندگی از خدا و پیامبر را بر مردم می دهد که هر چه حکم کند تجسمی از حاکمیت الهی در روی زمین است و هر رفتار که آنها خواستند با جنگجویان و افراد دیگر (رمه ها) انجام دهند، در حق آنها لطفی محصوب می شود و اگر لطفی نکرد رمه ها حق ندارند لب به سخن آورده چون رمه ها باید تأیید و اطاعت کنند.

این گروه بهترین نوع تبلیغ خودش را به مخاطبان عرضه می کنند که همانا ترانه است و در قالب اشعار به مخاطبان عرضه می شود و راه سرباز گیری را برای این گروه بیشتر از پیش باز می کند چون با شنیدن ترانه های طالبی مخاطبان مجذوب این نوع تبلیغ قرار می گیرند و بیشتر تمایل به شنیدن و اقدامات هراس افگنی می کنند. ترانه مستقیم بالای افکار تاثیر می گذارد و قوی ترین، موثر ترین و خطرناک ترین وسیله تبلیغ طالبان به شمار می رود در حالی که این گروه از انواع مختلف محصولات تبلیغی استفاده می کند اما ترانه محبوب ترین آنهاست. ترانه ها به زبان عامیانه بازگو می شود و قابلیت درک را برای تمامی دسته های مخاطبان به میان می آورد و این نوع تبلیغ بیشتر شایعه پراگنی و غلبه بالای احساسات مخاطبان است، در نهایت این گونه­ی تبلیغ، افکار عامه را دگرگون ساخته و در جذب مخاطبان در رده های نخست و پایینی تاثیر فوق العاده دارد.

البته در این نوشته نمی توان ادعا کرد که بهترین بدیل ترانه های طالبی که یکی از بزرگترین و تاثیر گذار ترین شیوه تبلیغی و پروپاگندا در میان گروه طالبان و مخاطبان شان محسوب می شود استفاده از حس انسانیت در تبلیغات سکتور امنیتی و دفاعی افغانستان است که در آن همیشه بر قالب های انسانی و بشر دوستی تمرکز شود اما ناگفته نباید گذاشت که این بدیل در حد حدس گمان میتواند موثریت داشته باشد چون ترانه قوی­ترین محصول تبلیغی طالبان است و مقابله با آن، کوه کنی با تیشه است.

گروه طالبان بر علاوه ترانه ها از شبکه های انترنتی امروزه نیز استفاده می کنند که برای آنها هم ارزان و موثر تمام شده است چون از این طریق با مخاطبان داخلی و خارجی عملن در ارتباط مستقیم و دو سویه قرار دارند. در کنار آن طالبان آدرس های مشخص و علنی دارند که از هاست های (Host) متفاوت که مرتبط به کشور های دیگر است، استفاده می کنند که در آن ویدیو ها و اعلامیه های متفاوت را به نشر می رسانند. فرآورده های تبلیغاتی طالبان مشمول خبر، گزارش، اعلامیه ها، واکنش ها، اظهار نظر، مقالات، تبصره ها، تصاویر، ویدیوها، صداهای ضبط شده، شعرهای طالبانی و ترانه های در ویب سایت رسمی گروه طالبان بنام الاماره انتشار می یابد.

طالبان ویب سایت خود را برای افراد و مخاطبان بی سواد طراحی نکرده اند چون طراحی این ویب سایت کار تخنیکی گروه­های آموزش دیده و حرفه­یی است که اوضاع و احوال افغانستان را دقیقه به دقیقه نظارت می کنند و تمام فرآورده های شان را به 5 زبان برای مخاطبان شان تولید و عرضه می کند. البته طالبان در تبلیغات شان تیوری 3B را برای مخاطبان شان عرضه می کنند. این تیوری در قالب انتشارات، تجارت و عقیده برای مخاطبان بیان می شود که در نوشته قبلی انتشار یافته است. البته واقعیت تیوری 3B طالبان استوار بر 2 نوع تبلیغ خاکستری و سیاه است که همیشه شایعه پراگنی و پروپاگند است که برای افراد معمولی قابل فهم نیست چون افکار آنها از همین طریق مدیریت می گردد.

طالبان با آن هم در شبکه های اجتماعی بیشترین تبلیغات را دارند چون فیسبوک، تویتر و شبکه های دیگر اجتماعی… و کاربران موافق با دیدگاه طالبانی تبلیغات این گروه را همواره با صبغه دینی، آنرا به گونه یی گسترده انتشار می دهند و تنها حامیان طالبان نیستند که تبلیغات این گروه را همگانی می سازد بلکه مخالفان و افراد بی طرف نیز گاه گاهی شکار پروپاگندا و شایعات این گروه گردیده و تبلیغات آنها را فهمیده و یا نافهمیده به نشر می رسانند.

این در حالیست که گروه طالبان با استفاده از تبلیغات یاد شده در بالا، برای همه اقشار و گروه های سنی در داخل و بیرون از افغانستان روایت هایی را تولید می کنند که با استفاده از افکار جوانان بتوانند دوام جنگ را مدیریت کنند و خلاف جهت و به اهداف تعیین شده این گروه هدایت شوند.