بخش دوم: سیاه ترین دشمن خفته و روش های تأریک استفاده از سپر انسانی در میدان های نبرد

بخش دوم

نویسنده: شکیب احمد نظری

طالبان به گونه­ی گسترده با استفاده از ابزارهای متفاوت برای انتشار و شایعه پراگنی به منظور بازتاب بر حق بودن شان تلاش می ورزند تا در مناطق زیر حاکمیت شان افکار جوانان را تحت تأثیر قرار دهند، اما ترانه سرایی و ارتباط دادن اهداف شان با شعایر اسلامی از ابزار فوق العاده حساسیست که اثرات مبارزه و پیکار شان را چند برابر کرده است.

ترانه بخشی از تبلیغات شفاهی طالبان در قالب شعرهای حماسی است و معمولن این گروه برای بازتاب فعالیت های شان از ترانه ها توآم با تصاویری که گویا دست بُلند آنان در میدان نبرد را نشان دهد، استفاده می کنند که نشان دهنده­ی حقانیت آن گروه باشد. معمولن این ترانه ها بر کسانی اثر گذار است و افرادی را مجذوب خود می سازد که روستایی هستند و حتا کمترین سطح سواد را ندارد، در واقع این ترانه ها فرصت سربازگیری بیشتری را برای گروه طالبان از میان افرادی فراهم کرده که سطح سواد پایین دارند. همان طوری که در نبشته نخست یادآوری شد، ترانه ها بیشتر از هر ابزار دیگر بر ذهن مخاطب تأثیر مستقیم دارد. در واقع متخصصین تولید کالاهای تبلیغاتی طالبان از اوضاع و احوال جامعه­ی افغانستان اطلاعات دقیق، مؤثر و مؤثق در دست دارند و متخصصان تبلیغاتی طالبان درک می کنند که موارد حساس و مقنع که در اذهان مخاطبان هک گردد جز ترانه های جنگی شان باشد. در کنار آن طالبان و دستگاه پروپاگند شان همواره تلاش می کنند تا در هر ترانه­ی شان قهرمان سازی کنند و روایت های که حس نستولوژیک یا غم انگیز داشته باشد را به حیث ترانه ها برگزینند.

جایگاه ترانه در تبلیغات طالبان:

در این مبحث تمرکز اصلی ما نیز روی جایگاه ترانه های طالبانیست که چگونه میتواند اذهان روستاییان را تغییر دهد؟ اجزای اصلی ترانه های طالبان مشمول شعرهایست که در فرهنگ شهری و روستایی این کشور پیشینه­ی تاریخی و عمیق دارد، البته به نقل از کتاب «روایت های طالبان» افغان ها «ملت شعر دوست و یا ملت شاعر پرور» هستند. با توجه به این اصل تولید کننده های این نوع ترانه ها از ابزار تبلیغاتی خیلی دقیق و موثر استفاده می کنند تا اذهان عامه طوری نشانه گرفته شود که ذهن نشین باشد، ترانه با زبان عامیانه بازگو شود و در رده های سنین مختلف هر فرد قابلیت درک آن را داشته باشد. معمولن در روستاها شعرهای حماسی مفید واقع می شود چون روستانشینان به گونه­ی شفاهی اشعار را سینه به سینه انتقال میدهند؛ به ویژه این ترانه ها برگرفته از شعر هایست که از روایت های تأریخی، حماسی، نثر، مذهبی و مظلوم نمایی «مظلوم واقع شده» در آن تبارز پیدا کرده باشد.

گروه طالبان از ترانه های شان منحیث جنگ افزار قوی جهت انتقال پیام ها، روایت ها و تبلیغات نوع دوم و سوم (خاکستری و سیاه) که بر گرفته از شایعه پراگنی است، استفاده می کنند تا مخاطبان موافق، مخالف و بی طرف را به سوی خود جذب کنند، چون با استفاده از این ابزار آنان میتوانند به راحتی احساسات مخاطب را دگرگون سازند. به همین دلیل می توان اذعان داشت که این نوع تبلیغ از خطرناک ترین و پیچیده ترین ابزار تبلیغاتی طالبان در جنگ روانی به ویژه حفظ تعادل احساسات مخاطبان، است. آقای توماس جانسون در کتاب «روایت های طالبان» خاطر نشان کرده که این گروه از شعر و ترانه در جنگ تبلیغاتی برای تشریح روایت ها و ذهن نشین سازی پیام های شان استفاده بزرگ کنند.

هر چند طالبان در ترانه های شان از اشعاری بهره می گیرند که در آن فعالیت های ضد حکومتی ستایش گردیده، و هر گونه فعالیت رهبری حکومت افغانستان، را نکوهش و سران نظام را غلام میخوانند، همچنان این گروه در تمامی ترانه های شان بر خروج نیروهای بین المللی با استفاده از ادامه­ی نبرد تأکید می ورزند و در کنار آن برای مخاطبان شان چنین وانمود می کنند که افغانستان کشور اشغالیست و نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان نیز اجیران بیرونی ها اند. در کنار آن طالبان با سرودن این ترانه ها تلاش می ورزند تا فرصت جذب و سربازگیری را بیشتر از پیش فراهم سازند. در چنین ترانه ها طالبان تلاش می ورزند تا اشتیاق مبارزه­ی دوامدارا در برابر نیروهای بیگانه را بر بینگیزند و با روایت های اشتباه برای جوانان احساساتی و کم سواد چنین تلقین دهند که از بین بردن زیربناها و شهروندان این سرزمین، خداوند به آنان یاری خواهد رسانید. یکی از واژه­های که بیشتر در ترانه های طالبان نهادینه شده، تلقین جنگجویانی است که در صورت نابود شدن آنان در راه خدا «شهید» خواهند شد که این امتیاز معنوی برای جنگجویان کشته شده آن گروه از لحاظ دینی جایگاه بلندی دارد. طالبان در بیشتر ترانه ها برای مخاطبان خود می فهمانند که تنها پیوستن به صفوف آنها گزینه­ی برای رفع تکلیف شرعی است و مبارزه­ی دوامدار و نابودی دارایی های این کشور بزرگترین فریضه برای هر شهروند مسلمان است.

مخاطبان ترانه های طالبان چه کسانی اند؟

اشعار طالبان برای مخاطبان موافق، مخالف و بی طرف شکلی طراحی می شود که برای موافقان کلید رسیدن به پیروزی، برای مخالفان نوعی تهدید و برای مخاطبانی که بی طرف هستند برنامه­ی برای سردرگمی است که در نهایت کدام راه را اختیار کند. طالبان در واقع با سرودن ترانه های جنگی تلاش می کنند تا چند مورد را برای مخاطبانی که در بالا ذکر شد، آن گونه بیان کنند که موافق با دیدگاه شان امتیاز خواهد یافت، مخالف شان در صورت تمرد از داعیه­ی آنان در تضاد با اوامر خداوند قرار گرفته و مخالفان با بیگانه ها تبانی می کنند، و در کنار آن همکاری با نیروهای خارجی که به ذغم آنان اشغال گران هستند در واقع غلامی و برده گی است.

همچنان این گروه با ترانه سرایی شان طوری وانمود می کنند که مخالفان دیدگاه طالبان دوام ظلم را بر خود قبولانده اند، همچنان عملیات و مبارزه­ی نیروهای امنیتی کشور را در واقع این گروه چشم پوشی از مواردی می دانند که جنایات نیروهای داخلی و خارجی است و آنان در برابر افراد غیر نظامی (ملکی) هر گونه ظلم را بر مردم بی گناه این سر زمین روا میدارند. آنها با ابراز این موارد برای مخاطب می گوید که آنان مرتکب هیچ گناهی نشده اند زیرا به باور آنان سربازان داخلی و خارجی به دوام بحران در کشور کمک می کند و ادامه­ی این وضعیت باعث شرمساری شهروندان افغانستان و نظام کنونی است. چنانچه در روزهای اخیر دیده شده است که این گروه با سرودن ترانه های تازه به مخاطبان شان چنین اذعان میدارند که هرگاه حکومت طالبان که موسوم به «امارت اسلامی افغانستان» است پیروز نشود، افغانستان در بند برده­گی قرار خواهد داشت.

افزون بر آن؛ طالبان به مخالفان شان آن گونه وانمود می کنند که قرار گرفتن در برابر آنان در واقع نوعی تمرد است و افرادی که از فرمان شان سرپیچی کرده اند در صورت به میان آمدن «امارت» خود خوانده طالبان این افراد به دار آویخته خواهند شد. اما دردناکترین اصل این تیوری طالبان متمرکز می شود بر آن که این گروه با استفاده از پدیده های چون «شرمساری و غرق گناه» که احساس عاطفی در انسان هاست، هر روستایی را وادار سازند تا دست به مقاومت بزنند و واکنش جدی در برابر نظام از خود تبارز دهند. حتا در بسا موارد هنگامی که روستا نشین کم سواد و احساساتی به این گونه پیام های طالبان که برگرفته از مظلوم نمایی و جلوه­دهی حقانیت اسلام باشد این فرد وادار به انتحار و قتل شهروندان بی گناه گردد.

ترانه های طالبان چگونه مظلوم نمایی می کند؟

در بسیاری از ترانه های طالبان محوریت و پیام های شان متمرکز است به مظلوم نمایی، در این بخش میخواهیم تصویر سازی طالبان و همچنان وارونه سازی واقعیت های عینی کشور را به حیث نمونه ارایه کنیم. به گونه­ی مثال در ترانه های طالبان، تلاشی بانوان توسط نظامیان مرد نیروهای خارجی، بی غیرت پنداشتن مردانی که این گونه صحنه ها را تحمل می کنند، چشم پوشی از ریختن خون شهروندان بی گناه، دوام مقاومت برای رسیدن به حکومت ایده آل، همچنان قهرمان سازی جنگجویان و ده ها مورد دیگر که سبب بر انگیختن احساسات می شود، محوریت ترانه های طالبانیست که انسان عادی را به وجد آورده و او را به فرد دو آتشه مبدل می سازد.

متأسفانه با وارونه سازی واقعیت های افغانستان، ترانه های طالبان در فرهنگ روستایی و اذهان روستاییان جا باز کرده و ذهن مخاطبان را در کنترول خود گرفته است به همین دلیل است که گروه طالبان صداهای اثر گذار را برای ترانه سرایی بر می گزینند تا از یک سو همسان با فرهنگ شفاهی در جامعه­ی سنتی باشد و از سوی دیگر ارتباط عاطفی را با مخاطب روستایی برقرار سازد. این ابزار در حال حاضر بدیل خوبی برای منع قرار دادن موسیقی در مناطق تحت حاکمیت طالبان پنداشته می شود و همچنان به نحوی ترانه سرایی به شریعت اسلام نیز مرتبط پنداشته می شود. در این جا لازم به ذکر است که توماس جانسون در کتاب «روایت های طالبان» به یکی از اصرار مهم این گروه که سبب بر انگیختن احساسات جنگجویان طالبان می شود نیز پرداخته است، جانسون به این باور است که ترانه های طالبانی در روستا های افغانستان از طریق تلیفون های هوشمند و ساده میان روستاییان با سنین متفاوت دست به دست می شود چون در ترانه ها شباهت فکری، جذابیت، عام فهمی، وضاحت پیام در قالب سنت و فرهنگ حاکم در روستاها جا داده شده است.

روایت عینی از اثرگذاری ترانه های طالبان:

برای واضح سازی اثر گذاری طالبان در این بخش لازم بود تا روایت عینی را از زبان یکی از دوستانم که از ولایت لوگر به کابل آمده بود روایت کنم. «محمود نام مستعار» را پس از 5 سال دیدم، وی در تلیفون هوشمند­اش خیلی از ترانه های طالبانی را ضبط داشت.

ازش پرسیدم: محمود این ترانه ها را برای چه می شنویی؟

پاسخش کوتاه و خیلی عمیق بود. محمود: «برای آرام سازی ذهنم».

من: خوب این ترانه ها چه دارد که در تیلفون همراهت حمل می کنی؟

محمود: واقعیت های که شما شهریان درکش کرده نمی توانید، نمی دانید که چه ظلمی بر ما خارجی ها می کنند و شما از آن بی خبر هستید.

از آنجا که طالبان بیشتر مناطق را در ولایت های چون زابل، قندهار، پکتیا، پکتیکا، هلمند، لوگر، میدان-وردگ، ننگرهار و لغمان زیر تسلط دارند بنا بر این ترانه های شان نیز در همین مناطق زیر حاکمیت شان شنونده های فراوان دارد، البته این به دلیل حضور بیشتر جنگجویان طالب در همان مناطق است که ترانه ها بدیل موسیقی گشته و برای مخاطب های متفاوت توزیع می گردد. بنا بر این میتوان گفت که دلایل مختلف مذهبی ترانه را بدیل خوب برای موسیقی در ولایت های یاد شده ساخته است و روستاییان را بیشتر به طرف ترانه های طالبی سوق داده است. در واقع مداحان و ترانه سرایان طالبان افرادی هستند که با صدای فوق العاده دلنشین برای هر مخاطب نواز کننده­ی گوش هاست و احساس قوی و سر کش را در مخاطبان ایجاد میکند. از همین رو ترانه ها بستر مناسبی برای تبلیغات گروه طالبان پنداشته می شود و  برای استقرار پدیده­ی هراس افگنی و فعالیت های طالبان این ابزار تبلیغاتی از خطرناکترین، قوی ترین، بی بدیل ترین و مفید ترین نوع تبلیغ پنداشته می شود.

منبع تولید و اصرار تولید کننده های ترانه ها:

در ظاهر طالبان آن گونه وانمود می کنند که ترانه های فراورده های ذهنی و تراوش های فکری خود شان است اما در واقعیت این گروه با داشتن استدیوهای فوق العاده مجهز تولیدی چون «منبع الجهاد»، «الهجرت» و «الاماره» که بیشتر از سوی استخبارات منطقه تمویل و تجهیز گردیده این گونه ترانه ها را تولید می کنند. در کنار آن مسؤولان تولید این ترانه ها نهایت تلاش و دقت را به خرچ می دهند تا قوی ترین پیام را تولید و به مخاطب عرضه کنند که برای روستاییان و شهر نشینان عام فهم و جذاب باشد. باید گفت که قوی ترین استدیوی طالبان استدیوی الاماره است. در کنار آن باید یاد آور شد که همزمان با تولید ترانه ها، دیگر گروه های هراس افگن که خود را گروه های جهادی می خوانند، در عرصه­ی تولید گرافیک فوق العاده حساس و اثر گذار با همدیگر شان همکاری گسترده می کنند، زیرا آنان میدانند که کدام نوع گرافیک و برندنگ در کدام مناطق بر مخاطبان اثرگذاری بیشتر دارد.

نتیجه و پیامد:

در نهایت حکومت افغانستان به ویژه سکتور های دفاعی و امنیتی این نوع ابزار تبلیغاتی را در 18 سال پسین جدی نگرفتند و این چشم پوشی باعث شد تا طالبان با استفاده از طلایی ترین فرصت زمانی، بستر محکم و مداوم را برای ادامه­ی نبرد شان و با استفاده از ترانه ها در اذهان عامه جاگزین سازند و اکنون این نوع تبلیغ جزئی از بزرگترین و تاثیر گذار ترین شیوه تبلیغی و پروپاگندا در میان گروه طالبان محسوب می شود.

ادامه دارد ….