‎فلسفۀ فیدرو داستایویسکی در مورد مخمصۀ انسانی

نوشته ی از: داکتر اباسین محبی

چکیدۀ از مطالعۀ دوست فرهیخته، داکتر اباسین محبی در مورد فلسفۀ داستایویسکی

‎دراین هیچ شکی نیست که داستایویسکی نویسنده و داستان نویس بزرگی بود که بیشتر آثار او همانند خودش روایتی از مردمی است عصیان زده، زیرا زنده‌گی خصوصی داستایویسکی فراز و نشیبی زیادی داشت از سرگردانی آوان جوانی شروع تا قرضداری، قماربازی و فرار از قرضداران تا محکومیت به اعدام همه را در بر میگیرد. با این حال، ممکن است جای دادن او در ردۀ فیلسوفان، عده یی زیادی را متحیر و متعجب سازد .

‎فیلسوفان بسیاری هستند و بوده اند که با استفاده از سبک مقاله نویسی و رساله نویسی فلسفه ورزی نموده اند، اما فلسفه ورزی در داستان ها نه تنها ممکن است بلکه داستان نویسان بزرگ در برخی موارد می توانند با آثار داستانی به‌شکل بهتر و موثرتر فلسفه ورزی کنند. در این میان، داستایویسکی در آثار خود از جمله در کتابی زیرنام (برادران کارامازوف) در قرن نزدهم و آلبر کامو با اثر معروف اش به نام (طاعون) در قرن بیستم دو نمونه یی بارزی اند که به گونۀ بسیار ماهرانه یی در داستان نویسی، فلسفه ورزی نموده اند .

فیلسوفان به سه دلیل باید رمان های داستاویسکی را بخوانند .

نخست: اینکه؛ دل مشغولی او مسایل فلسفی بود یعنی پاسخ به سوالات فلسفی و حل مسایل فلسفی و برای همین او را می‌توان در ردۀ فیلسوفان جای داد او در جریان زنده‌گی پر رنج و فراز و نشیب اش می‌خواست به دو سوال بنیادی پاسخ بدهد.

الف: مخمصۀ انسانی چیست؟

ب: چگونه با این مخمصه زنده‌گی کرد؟

‎سوال اول داستایویسکی را در گیر ژرف اندیشی متافزیکی در باب اختیار، ماهیت ذات فردی و وجود خدا و سوال دوم او را به حوضه یی اخلاق و ابر اخلاق می‌کشاند، مسأله اساسی اخلاقی که او را مشغول می‌سازد موضوع آزادی انسان است، چنان آزادی که با امکان های ویرانگر همراه است، در واقع او نسبت به آزادی انسان و اظطراب های ناشی از آن، نگرانی زیادی داشته است. پس باید نیروی محدود کننده یی یافت که بتواند با این آزادی سازگار باشد .

‎داستایویسکی در تلاش خود برای حل این مسأله در کتاب (برادران کارامازوف) عالیترین بحث را در بارۀ شر عرضه کرده است؛ او عقیده داشت که شر طبیعی که فیلسوفان به آن عقیده دارند، وجود خارجی ندارد یعنی اینکه مسبب شر انسان ها نیستند، بلکه این وضعیت بستگی به شرایطی دارد که انسان منحیث موجود آزاد با حق اختیار و اراده در بستر آن قرار می‌گیرد.

فیلسوفان معمولا شر را به دو دسته تقسیم می‌کنند:

شر انسانی یا اخلاقی و شر طبیعی

دسته اول شامل اعمالی می‌شود که از دست انسان سر می‌زند مانند قتل و شکنجه و دستۀ دوم ناشی از مسایل طبیعی مانند بیماری ها و فاجعه های طبیعی است که در اختیار انسان قرار ندارد.

دوم: اینکه؛ آثار داستایویسکی و خود او در مباحث فلسفی اهمیت دارند زیرا بر دیگر فیلسوفان تاثیر گذار بوده است و از همین رو، او را معمولا در ردۀ فیلسوفان اگزیستنسالیست قرار داده اند .

‎چنانچه والتر کافمن فیلسوف آلمانی الاصل امریکایی، کتاب (یاداشت های زیر زمینی) داستایویسکی را بهترین پیش درآمد بر اگزیستنسیالیزم در همه یی دوره ها می داند .

‎از سوی هم، فردریش نیچه با مطالعۀ کتاب (یاداشت های زیر زمینی) داستایویستی، چنان زیر تاثیر او قرار می‌گیرد که پس از خواندن این اثر تنها دو سال سلامت عقل داشت اما تاثیر این نویسنده بر نیچه بسیار ژرفا بود  که حتی خود نیچه این مسأله را نمی دانست، زیرا در اثری معروف‌اش (سپیده دم) به طور واضح و آشکارا، پیدا است که در مسیر داستایویسکی قرار گرفته است .در این اثر چنان پیدا است که نیچه، برای روشن ترساختن، نیرومند تر نمودن و شگرف تر کردن مباحث خود، راهی بهتری یعنی داستایویسکی را پیدا کرده است.

و سوم: اینکه؛ رمان های داستایویسکی پر از نقد های جدی بر دیدگاه های فلاسفی و دینی است. داستایویسکی وحدت ذات فرد، دفاع عقلانی از اعتقاد به خدا و دفاع از اخلاق به اساس عقل و منطق و حتی اعتبار خود عقلانیت را مورد تردید قرار می‌دهد.

‎در سوی دیگر اما، بعضی فیلسوفان مانند افلاطون، هیوم و بارکلی تزهای شان را در قالب محاوره می‌نوشتند، همچنین فیلسوفان قرن نزدهم نیچه و سورن کی یرکه گارد تز هایشان را در قالب های  غیر سنتی متفاوتی آزموده اند .

‎اما بیشتر فیلسوفان در قالب رساله و مقاله، فلسفه یی شان را عرضه نموده اند در قرن نزدهم سارتر هم در قالب های متفاوتی تز های خود را نوشته است، یعنی با استفاده از نمایشنامه ها، رمان ها، مقاله ها و رساله های فلسفی به همین ملحوظ او به حیث فیلسوف شناخته می‌شود. اما برخی هایی دیگر مانند آلبر کامو و آین رند که به سوال های فلسفی علاقه داشتند کمتر کسی آنها را در ردۀ فیلسوفان به حساب می آورند .

در این مرحلۀ، برای توضیح و بررسی بیشتر پاسخ داستایویسکی در پیوند به پرسش هایی بالا از جمله: ۱. مخمصه انسان چیست؟ و ۲. چگونه با آن زنده‌گی کرد؟ که در کتاب (برادران کارامازوف) آمده، بحث را ادامه می دهیم.

مخمصۀ و گرفتاری انسان چیست؟

پاسخ او در پنج مدعا خلاصه شده است

اول: همه چیز به غیر از انسان، کامل و بری از گناه است.

دوم: انسان ها ارادۀ آزادی در معنای اختیار گرایانۀ شان را دارند و این گرانبهاترین چیز است.

سوم: آدم های مسن و بزرگسال پیچیده اند و انگیزه یی متضادی در وجود شان است، یعنی طبع های گسترده و بی مهار دارند که می‌توانند هر گونه افراطی را در خود جا دهند.

‎چهارم: برخی از این انگیزه های که در درون انسان ها وجود دارند انسان را به سمت گناه سوق سو می دهد، یعنی در هر انسان یک جانور وحشی لانه کرده است که او را به سوی شر می‌کشاند.

چنانچه مولانای بزرگ در این مورد گفته است:

‎ساعتی گرگی درآید در بشر

‎ساعتی یوسف رخی همچو قمر

پنجم : در دیدگاه او، اما کودکان بری از گناه اند

داستایویسکی در پاسخ به پرسش دوم چنین نظر می‌دهد:

اول: ما با توجه به حکم مسؤول اعمال خود استیم.

دوم: یک قانون اخلاقی کلی و عام بستگی به اعتقاد انسان به خدا و جاودانگی وجود دارد. برای داستایویسکی مسلم شده است که فقط خدا می‌تواند پشتوانه یی قانون اخلاقی مطلق باشد و وعده جاودانگی این امکان را پیش میاورد که با فضیلت و تقوا سر انجام پاداش را در میابد.

‎از نظر داستایویسکی یکی از مهمترین چیز ها این است که از آزادی مان درست استفاده کنیم او نتیجه می‌گیرد که برای پیدا کردن معنای درست زنده‌گی و یافتن پشتوانه یی برای قوانین اخلاقی مطلق ما باید به خدا رو بیاوریم و تسلیم به عشق خداوند شویم

‎او در عرصه عملی جزیات این مسأله را که چگونه رفتار شود چنین توضیح می‌دهد:

اول: خودمان را از دیگران جدا نسازیم و منزوی نشویم.

دوم: دیگران را دوست بداریم خصوصا آنهایی را که بیشتر گناه می‌کنند چون آنها بیشتر از همه به عشق و مهربانی نیازمند اند.

سوم: در قبال هر کسی احساس مسؤولیت کنیم

چهارم :فروتن باشیم چون بهتر از کسی دیگر نیستیم و دیگران را داوری نکنیم، بلکه خودمان را داوری کنیم

پنجم: راستگو باشیم

ششم: و سر انجام ما باید زمین و هر آنچه در طبیعت است را دوست بداریم .

‎داستایویسکی برای شخصیت سه مورد را قایل می‌شود که با نظر افلاطون و فروید تفاوت اندکی دارد، این سه مورد عبارت است از:

شخصیت  شهوانی

شخصیت عقلانی

و شخصیت روحانی

‎این نظر داستایویسکی جالب است که می‌گوید کودکان معصوم اند و از برخی جهات رهنمای خوبی برای ما اند، جالب است که در تکامل ابر انسان نیچه هم والاترین مرحله همین کودکی است که دوره یی  معصومیت و فراموشی می‌باشد.

‎در نهایت می توان استدلال کرد که داستایویسکی به ارزش های مطلق باور دارد و می‌گوید که همه باید به این ارزش ها باور داشته باشند و اگر آن را از میان برداریم باید در برابر آن بهای گزافی بپردازیم، چون اگر ارزش مطلق را نپذیریم همه چیز مجاز خواهد بود؛ این عبارت های داستایویسکی در آثار جامعه شناس معروف جهان اسلام داکتر علی شریعتی نیز قابل درک است.

‎وسوسه انگیز ترین بخش فلسفه داستایویسکی این است که اگر ما آن نوع آزادی و اختیار داشته باشیم که او گمان دارد، می تواند تصویر خیالی از جهان باشد. ما می‌توانیم دیگران را دوست داشته باشیم، بذری آن را کشت کنیم و منتظر باشیم که ریشه بدواند، پس چی داریم که از دست بدهیم؟ غرورمان.