پنج مورد الزامی مورد بحث در گفت و گوهای میان افغانان

نبرد در افغانستان زخم ناسور و بی درمانیست که حالا به غده‏ی سرطانی مبدل شده است. گاهی انتحار و انفجار و گاهی هم به گلوله بستن این شهروندان، رسم اسلامی طالبان بوده که از خورد و جوان این سرزمین قربانی گرفته اند. اما پس از 19 سال خشونت و خونریزی طالبان در افغانستان، به نظر میرسد که این گروه آماده اند به نبرد فرسایشی 19 ساله پایان بخشند. امریکا که دخالت مستقیم در این نبرد طولانی داشته خسته است و کشورهای منطقه نیز تلاش میکنند تا با حفظ منافع شان بحران 40 ساله افغانستان را که شاید منجر به صلح دوامدار منطقه یی شود جستجو کنند.

امریکا که از سال 2001 میلادی، از بهر مبارزه با گروه های هراس افگنی به ویژه گروه طالبان که بستر سازان هراس افگنی و افراط گرایی پنداشته می شود، نبرد فرسایشی را با هدر دادن زور و زرش به راه انداخت. روزنامه (نیویارک تایمز) در سال 2019 مقاله ی را زیر نام «هزینه های طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان» منتشر کرد که بر بنیاد ادعای نویسنده این مقاله بیش، واشنگتن بیش از 2 تریلیون دالر در این جنگ به مصرف رسانده است و 2400 سرباز آن کشور نیز در نبرد رو در رو کشته شدند.

اکنون امریکا تصمیم گرفته تا فصل تازه‏ی از روابط را با افغانستان باز کند و نبرد 19 ساله اش را با کشاندن طالبان به پای میز گفت و گو به پایان برساند، یکی از اهداف ظاهری سیاستمداران امریکایی از گفت و گوهای صلح افغانستان بردن سربازان باقی مانده امریکایی به خانه گفته شده است؛ از همین رو واشنگتن در 19 فبروری سال روان میلادی، توافق نامه ی صلح را با طالبان به امضاء رسانید و حالا نیز طالبان را وادار کرده تا با هیأت جمهوری اسلامی افغانستان روی میز مذاکره بکشاند.

هیات 21 نفری مذاکره کننده‏گان صلح  جمهوری اسلامی افغانستان روز جمعه (21 سنبله) وارد دوحه پایتخت قطر شدند تا سرنوشت صلح و جنگ را مشخص بسازند. اما خواست های اساسی مردم افغانستان در این دور گفت و گوها که قربانیان اصلی جنگ بودند چیست؟ شهروندان افغانستان بیشتر روی 5 محور اساسی تأکید دارند که حکومت باید منحیث خطوط سرخ آنها را در این گفت و گوها در نظر بگیرد.

این پنج محور مهم و کلیدی برای مردم افغانستان مشمول:

  • حفظ نظام جمهوریت:

تمامی شهروندان کشور به ویژه قربانیان جنگ خواهان حفظ نظام جمهوریت هستند و تک تک آنان از نظام امارت طالبانی و حاکمیت منفور، این گروه خسته اند و رژیم طالبان را دوره سیاه در تأریخ کشور می نامند؛ آنان از تکرار روزهای تأریک و وحشت ناک رژیم طالبانی هراس دارند. بر بنیاد آمارهای رسمی از 1995 میلادی تا اکنون رژیم طالبانی بیش از صدها هزار قربانی گرفته است و تمامی شهروندان این سرزمین در راستای آزادی کشور جان های شیرین شان را از دست دادند؛ خاطره های تلخ و تکراری از دوره سیاه طالبان را همه به حافظه دارند از همین رو هیچ فردی خواهان تکرار این دوره سیاه طالبانی نیستند. روی همین ملحوظ شهروندان کشور در گام نخست تأکید می ورزند که دو طرف نباید روی چگونگی ساختار نظام  صحبت کنند، بلکه هیأت های گفت و گو کننده ملزم هستند پیرامون آتش بس و قطع جنگ تمرکز بیشتر داشته باشند.

  • حفظ دست آورد های 20 ساله:

پس از پایان دوره سیاه طالبانی و ایجاد نظام نوین در افغانستان هرچند این گروه به نبرد نیابی کشورهای منطقه ادامه دادند و بدبختی های این سرزمین را چند برابر ساختند، با آن هم افغانستان دست آوردهای زیادی داشته که مشمول، آزادی های فردی، حقوق بانوان، آزادی بیان و ارزش های مردم سالارانه می شود. اکنون شهروندان این سرزمین خواهان حفظ این دست آوردها اند و تأکید می ورزند که تمامی این ارزش ها نباید در گفت و گو با طالبان معامله شود.

  • پابندی گروه طالبان به فیصله‌ی توافقات:

دو دسته‏گی میان دیدگاه ها و  آشفته‏گی در تصامیم از جانب گروه طالبان نشاندهنده تمایل نه چندان این گروه به قطع خشونت هاست، بر بنیاد آمارهای حکومتی، پس از گشایش نشست میان افغانان طالبان بیش از ده حمله را راه اندازی کردند، از همین رو شهروندان میخواهند توافق های انجام شده میان دو طرف به روی کاغذ باقی نماند و طالبان با تعهدی که در نزد نماینده‏گان 30 کشور و سازمان های بین المللی پابند باشند.

  • تضمین سازمان های بین الملل از تعهدات طالبان در توافق ها:

تمامی شهروندان جمهوری اسلامی افغانستان خواهان توافق با طالبان و کسب ضمانت اجرایی توسط سازمان های بین المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند، زیرا شهروندان این سرزمین نگران هستند که مبدا پس از بیرون شدن نیروهای امریکایی از کشور این گروه دوباره افغانستان را به مکان امن برای هراس افگن پروری مبدل سازند.

  • مسأله معامله نشدن حقوق قربانیان جنگ:

در گفتگو های میان افغانان، شهروندان تأکید می ورزند که دو طرف حق ندارند حقوق قربانیان جنگ را که در راستای دفاع از ارزش ها و دست آوردهای این کشور جان های شان را را از دست داده اند، معامله شود. همچنان قربانیان جنگ خواهان تأمین عدالت اجتماعی پس از رسیدن به صلح هستند.

جایگاه طالبان در گفت و گوها:

بر بنیاد اطلاعات منتشر شده از سوی پایگاه «لانگ وار ژورنال» و گزارش «بازرس ویژه امریکا» گروه طالبان نسبت به دیگر گروه های هراس افگن بیشترین حاکمیت و قلمرو را در افغانستان دارند. منتقدین امریکا گفته اند، اکنون که این کشور می خواهد جنگ افغانستان پایان یابد، امریکایی ها در نبرد با طالبان شکست خورده و این گروه را به رسمیت می شناسد. ظاهرن منتقدان امریکا به این باورند که واشنگتن با سیاست های اشتباه اش، سناریوی تلخ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را تجربه میکند و سر انجام نا گزیر است تا نیروهایش را از افغانستان بیرون کند.

اما متحدان امریکا، گفته اند که این اقدام عاقلانه است، زیرا جنگ و خونریزی سر انجام هیچ برنده‏ی ندارد و دو طرف داخلی باید از راه گفت و گو به پیروزی بُرد-بُرد برسند. متحدان امریکا با اشاره به گذشته ی شوروی پیشین که در سال 1358 با صد هزار نیروی تا به دندان مسلح وارد افغانستان شد و با پشتیبانی از نظام دموکراتیک خلق و پرچم باعث کشتار جمعی و جان باختن بیش از یک میلیون شهروند این کشور شدند تأکید میکنند که دوام جنگ با طالبان به مفهوم شخصیت دادن به این گروه است و نباید حرکت مسلحانه این گروه که با هراس افگنان جهانی و منطقه‏یی ارتباط تنگاتنگ دارد منجر به بزرگنمایی آنان خواهد شد.

اما خواست های پاکستان از روند گفت وگوهای صلح چیست؟

پاکستان که عامل درجه یک قُلدری های طالبان پنداشته می شود، بیشتر از تأمین صلح و ثبات در افغانستان در نظر دارد تا از این روند بهره برداری سیاسی کند و در فرجام افغانستان ضعیف و ناتوانی در کنارش قرار داشته باشد تا منافع آن کشور با خطر رو به رو نگردد؛ این کشور به طور مجموعی سه دیدگاه واضح در پیشبرد روند گفت و گوهای صلح افغانستان دارد که مشمول:

نخست: نابودی و در نظر نگرفتن دست‌آورد‌های بیست ساله مردم افغانستان؛

دوم: ایجاد نظام متکی به اسلام آباد در حکومت افغانستان که به منافع آن کشور کار کند و در کنار آن این سرزمین میدان رقابت نیابتی پاکستان با هند باشد تا در قضیه کشمیر دست بالا یابد؛

سوم: تأمین منافع درازمدت از سیاست منطقوی و جهانی پاکستان در کابل؛

چهارم: و پذیرفتن خط فرضی دیورند منحیث مرز اصلی میان افغانستان و پاکستان به گونه ی رسمی؛

اکنون گروه طالبان نه تنها که از سوی استخبارات پاکستان یا (آی.ای.آی) حمایت می شوند بلکه دیده می شود کشور های خلیج نیز در مسأله افغانستان منافع شان را جستجو می کنند. از آنجا که افغانستان در موقعیت حساس ژیوپولوتیکی در آسیای میانه قرار دارد از این لحاظ آرام شدن اوضاع افغانستان و پایان نبرد این کشور به منافع کشورهای منطقه به ویژه پاکستان و ایران نیست. اما باید منتظر ماند تا دیده شود که گفتگو های میان افغانان در چه حدی می تواند موثریت های خود را داشته باشد و منجر به کاهش جنگ در افغانستان شود.