برای مردگان شهر، نسل نو افغانستان در پرتگاه سقوط یا بحران تازه

مقالات شاکر سنگیشاکر سنگی 26/04/2021 0 Views

 

 

 

20 سال گذشت، افغانستان فراموش شده از حاشیه به متن کشانده شد و نسل جدید در این کشور ظهور کرد. درست در این مدت، دست درازی های همسایه گان و بیگانه ها کوتاه نشد و خونریزی ها هر روز ما را به ماتم نشاند. اما بر خلاف باورمندی های دشمنان درونی و بیرونی، نسل نو افغانستان، هنوز زنده اند و برای بهتر شدن این سرزمین با قیمت سر و جان شان، مبارزه میکنند؛ ولی آیا این تلاش برای آینده ی با سعادت صورت میگیرد یا اینکه سرنوشت مبهمی در انتظار نسل جدید افغانستان است؟

خوشبختانه در این مدت خانواده ها همین نسل نو را برای فراگیر آموزش به مکتب و مدرسه فرستادند که آموزش یافهت شدن این نسل نکته ی بارز و قابل لمس برای آینده ای روشن به شمار می آید؛ پس از به پایان رسانیدن دوره مکتب جوانان، با اشتیاق تمام تلاش میکنند تا به دانشگاه راه یابند. هر یک از این جوانان برای راه یافتن به رشته مورد علاقه شان با چه دشواری آزمون کانکور را پشت سر میگذارند، از این جاست که کم مهری نهاد تحصیلی و در سطح بلندتر حکومت مواجه می شوند؛ از سهمیه بندی کانکور شروع تا بی نتیجه ماندن با نمرات بلند و … این ها همه دست به دست همه داده و جوانان را نسبت به آینده شان دلسرد می سازد؛ با آن هم جوانان با امید به آینده و هدفی که برای خود تا چند سال بعد تعیین کرده اند، می کوشند درس شان را در نهادهای تحصیلی خصوصی فرا بگیرند.

اینجاست که ضربه محکم دیگر میخورند، از یک سو بلند بودن هزینه ی فراگیری تحصیل در هر سمستر که بدون استثنا باید پرداخته شود؛ از سوی دیگر هم هزار و یک چالش دیگر را باید به کمر بسته کند و در این میدان رقابت ایستاده گی نماید. تصور کنید، دانشجوی که حتا پول رفتن به دانشگاه خصوصی را با بسیار دشواری تهیه میکند، در آخر سمستر و در هنگام آزمون با بی مهری دانشگاه مربوطه رو به رو میشود و هشدار می یابد، اگر پول فیس تحویل نگردد، اجازه ی آزمون را نخواهد یافت؛ چقدر سخت و طاقت فرسا خواهد بود آن لحظه.

با آنهم، این دانش آموز قامت خم نمی کند؛ برای تهیه ی پول فیس به خانواده اش مراجعه میکند، از دوستانش پول قرض میگیرد و سر انجام با رنگ زردی های زیادی این چالش را مرفوع میسازد. هستند برخی دیگری که غرور شان هرگز آنان را مجال نمیدهد تا دست به سوی دیگران دراز کنند. این نسل برای این که در آینده کسی شوند و بتوانند برای خانواده، مردم و سرزمین شان خدمت کنند حتا با مزدورکاری پول فیس دانشگاه شان را تهیه میکنند و کمر به فراگیری آموزش بسته اند؛ زیرا که حدیث پیامبر اسلام حکم میکند تا مرد و زن در اجتماع باید علم را فرا بگیرند.

با این روایت دردناک و تلخ، جوانان در سال 2021 در افغانستان تحصیل میکنند، عرق میریزند و هرگز از آینده ی نا معلومی که دارند در هراس نیستند؛ اما سرانجام پس از فراغت آرمان های شان دفن خاک می شود و چند چهار کلاه و دو شهروندی، سرنوشت شان را به دو راهی میکشانند؛ یا که طعمه ی خوب برای اعتیاد شوند و یا هم این که با در پیش گرفتن راه سفر و خطر خود را به سرزمین های بیگانه برسانند و یا هم خوراک هیولاهای دریایی شوند. این نظام که در تمامی ابعادش با فروپاشی و سر نگونی مواجه است، در این روزها بیشتر دست و آستین بر زده است تا گلوی آرمان های دیرینه ی این نسل افغانستان را فشار دهد. در تمامی اداره های حکومت بدبختانه بی عُرضه ترین افراد متعلق به یک سمت و سو جمع شده اند؛ ولی به دلایل بسته گی های قومی و سمتی بحران بیکاری، تنگ دستی و ناداری در این سرزمین را بیشتر کرده اند.

به عنوان پیشنهاد و نتیجه گیری این بحث، واضح تر میخواهم بگویم؛ اگر نظام کنونی به رهبری اشرف غنی که خودش را عقل کُل و جامع الکمالات میپندارد، میخواهد از این سرنوشت ناهنجار که در انتظارش است عبور کند، در نخست باید، قوم گرایی و نفاق افگنی ها را دور کند. سپس به نسل نو این سرزمین باور کند، نه رهبری 4 نفری و گزینش شده ی که آلوده به فساد هستند و هر روز به چپاول این سرزمین کمر میبندند و در نهایت اگر این وضعیت ادامه یابد، بی درنگ که نظام فروخواهد پاشید و بدیل بدتری که در پشت درهای کابل چشم به راه است جایش را خواهد گرفت.