شب جهنمی برای کابلیان؛ نفت کش های بازرگانان در کام آتش

 

 

شب نزدهم رمضان؛ کابلیان شب جهنمی را تجربه کردند. نزدیک ساعت 9:40 دقیقه شب، کابل به یک باره گی روشنایی اش را از دست داد و تأریکی شب، با شعله های آتش نفت کش های بازرگانان، به باد فراموشی سپرده شد؛ ظاهرن چنین فکر میشد که صبح زودتر از همیشه فرا رسیده و محشری برپاست.

 

در نخستین لحظه های این آتش سوزی، آدم ها فکر می کردند که خورشید در شب طلوع کرده است؛ صداهای انفجار پیهم، روایت از فاجعه ی داشت که بارها در افغانستان تکرار شده است و سپس با سطحی نگری حکومت خاموش گردیده.

 

پس از آتش سوزی های بی پیشینه در گمرک های مهم کشور مشمول اسلام قلعه، میل هفتاد و هفت و برخی گمرک های دیگر، این بار کابل میزبان آتش سوزی مهیبی بود، اما این آتش سوزی در کمرگ نه بلکه در دروازه ی ورودی کابل از مسیر شمال رخ داد که همه دار و ندار بازرگانان نفتی را به کام آتش کشید.

 

انفجار تانکر های نفت در عقب کوتل خیرخانه شهر کابل (2)

وزارت داخله ی کشور، در نخستین لحظه ها، این آتش سوزی را تأیید کرد و گفت که جزییات نخستین حاکی از آتش گرفتن تانک تیل در ناحیه ی هفدهم شهر کابل است. اما اندک اندک، این رویداد به فاجعه مبدل شد.

 

پس از بررسی ها، گزارش شد، که قلعه ی مرادبیگ در شمال کابل، امشب گواه آتش سوزی مهیبی و وحشتناکی بود که همه پایتخت نشینان را وحشت زده کرد.

 

ماجرا هنگامی شکل گرفت، که در نخست نفت کشی بنا بر عوامل نا معلومی آتش میگیرد و از آنجا که در این مکان خدمات آتش نشانی وجود نداشته، شعله های آتش نفت کش های دیگری را میبلعد و تمامی داشته های بازرگانان را به باد هوا میدهد.

 

انفجار تانکر های نفت در عقب کوتل خیرخانه شهر کابل (3)

در این ماجرا ده ها نفت کش که گفته میشود، هزاران تُن، نفت مایع را وارد کابل میکردند آتش گرفته است. تا هنوز از هزینه ی جمعی زیان های این رویداد گزارش نشده و نه هم در پیوند به تلفات جانی آن اطلاعاتی ارایه نگردیده است.

 

این ماجرا درست هنگامی رخ میدهد، که چند ماه پیش، آتش سوزی مهیبی در بندر اسلام قلعه، میلیون ها دالر به بازرگانان نفتی زیان مالی وارد کرد. حکومت نیز با فرستادن کمیته ی حقیقت یاب، تأکید ورزید که میزان زیان های وارده برای بازرگان را سنجش میکند و در پرداخت جبران خساره سهم خواهد گرفت؛ اما این تعهد حکومت غنی، نوشته ی روی یخ بود که با گذاشتن در آفتاب آب گردید و به باد فراموشی سپرده شد.