سکوت در برابر بن بست صلح، بن بست، بی غیرتی و بی همتی است

نویسنده:                                احمد سعیدی

بیایید از چیزی که زنده‏گی تان را خراب کرده، جوانی تان را گرفته ، کشور تان را ویران ساخته، شما را فقیرتر و گرسنه تر کرده، دفاع نکنید.  بیاید با واقعیت ها کنار بیایم، درک حقایق در ابتدا مشکل است اما سالها راحت خواهید شد. همه میدانیم که در حدود یک ماه از آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه میگذرد.

اختلافات و دو دسته گی میان طالبان در مذاکرات صلح
اختلافات و دو دسته گی میان طالبان در مذاکرات صلح

و امروز چهارده روز میشود هیأت افغانی و طالبان روبه رو نه نشسته اند و روی اجندا هیچ نوع توافق و صحبتی صورت نگرفته است. بدون تردید مذاکرات به بن بست رفته است، بن بست این مذاکرات که هر دو جانب هم گروه طالبان و هم نماینده گان دولت افغانستان به نتیجه ای نمی رسند چند اصل دارد که قرار ذیل است.

  1. هر دو طرف یعنی هم گروه طالبان و هم هیأت دولت افغانستان صلاحیت تصمیم گیری را ندارند باید بجاهای دیگری مشوره شود؛
  2. از طرف دیگر از اول تا آخر گروه طالبان اسرار داشتند که هر فیصله ای مطابق شریعت، سنت، و مطابق احکام اسلامی باید انجام شود. اما حالا میگویند نخیر دیگر فیصله‏ها مطابق شریعت اسلامی باشد اما پیوند و یا آغاز باید مطابق مذاکراتی باشد که ما با امریکایی ها انجام داده ایم یعنی مذاکرات را که با خلیلزاد انجام داده اند او را مقدم تر از شریعت اسلامی میدانند؛
  3. از سوی دیگر حرف های وجود دارد که فقه جعفری باید مورد سکوت قرار گیرد، که این هرگز مورد قبول و پذیرش نیست، فقه جعفری در قانون اساسی در دین در مذهب و در باورهای مردم افغانستان مورد قبول و تایید قرار گرفته است؛ هیچ کس نمیتواند سکوت کند و هیچ نمیتواند فقه جعفری را از قلم بی اندازد. در ضمن اگر هیأت افغانی این موضوع را قبول کرده باشد گناه بزرگی را مرتکب شده اند؛

در حال حاضر این بن بست و اینکه به نتیجه نرسیده اند به این معنی که زمینه برای مداخله خارجی ها و زمینه برای خلیلزاد و امریکایی ها محیا می میشود که باید در امور افغانستان مداخله کنند و هر دو طرف را مجبور بسازند تا توافقنامه را امضا کنند. باور من اینست که پاکستان در منطقه برای امریکا یک اسراییل دیگریست، یعنی تفاهمی را که زلمی خلیلزاد با پاکستان کرده است میخواهد بر سر افغانستان به هر نحو که باشد باید قبول کند. و همین امریکایی ها تلاش دارند که طالب را در افغانستان بیاورند اگر طالبان در رأس قدرت هم نباشند حد اقل بالای ۶۰ در صد که امریکایی ها با طالبان توافق کرده اند به طالبان قدرت را تسلیم کنند.

پیش شرط های طالبان برای صلح در افغانستان
پیش شرط های طالبان برای صلح در افغانستان

ولی با دریغ و درد خیلی متأسفانه باید گفت که حکومت افغانستان با گذشت یک سال جراات این را نکرد که برای مردم افغانستان وضاحت دهد که در مذاکرات خلیلزاد با طالبان چه گذشته است و حالا چی میگذرد و چه سرنوشتی در انتظار مردم افغانستان خواهد بود. همه شاهدیم که متأسفانه دولت افغانستان در اثر فشار امریکایی ها بخصوص زلمی خلیلزاد و پمپیو پنج هزار طالب را که رها کردند تعداد زیادی از آنها دوباره به میدان های جنگ بر گشتند .

با رهایی پنج هزار طالب جنگجو که یک تعداد قوت های مسلح ما بی روحیه شدند و به این باور هستند که ما هر قدر قربانی بدهیم قربانی های ما مد نظر گرفته نمیشود. کسانی را که قاتل مردم بودند ما گرفتار کردیم اما دولت بدون کدام قید و شرط آنها را رها کردند. مردم افغانستان حق دارند که از دولت بپرسند شما که پنج هزار طالب را آزاد کردید و میگویید که در جرگه مشورتی هم فیصله شده بود با رهایی این پنج هزار طالب آیا از امنیت نسبی بر خوردار شدیم آیا صلح برقرار شد، آیا طالبان حاضر شدند که بدون قید شرط با شما مذاکره کنند؟ آیا با رهایی این پنج هزار طالب کدام مفادی بدست آوردید؟ باید آقای غنی این را به مردم جواب بدهد که نتیجه این عمل شان چی بوده ؟

مداخله خارجی ها در مذاکرات صلح افغانستان
مداخله خارجی ها در مذاکرات صلح افغانستان

همچنان با ایجاد شورای عالی مصالحه ملی باورها بر این بود که امیدواری های پیشرو باشد اما طوریکه دیده میشود کاخ ریاست جمهوری مسؤولین شورای مصالحه را تا هنوز نه معاشی داده و نه امتیازی که این خود چالش بزرگیست قرا راه شکستن پروسه صلح. درست است مردم افغانستان باید از جمهوریت، مردم سالاری و آزادی دفاع کنند ولی اگر مردم به این عقیده باشند که جمهوریت تنها از آقای اشرف غنی، امرالله صالح و یا از آقای سرور دانش است، نخیر بلکه اینها تا هنوز نتوانسته اند از جمهوریت، مردم سالاری و آزادی درست پاسداری نمایند اینها نتوانسته اند تمامی ارزش ها را مد نظر بگیریند ولی نظام مربوط به مردم افغانستان است. من پیشنهاد میکنم که مردم افغانستان به دفاع از نظام و قانون اساسی نه از حاکمیت باید ایستادگی کنند. اینکه کسی از رأس حکومت میرود و یا می آید هیچ ارزشی ندارد.

ولی دفاع از نظام، دفاع از آزادی و دفاع از استقلال فرض همه ای ماست که باید به دفاع از آن ایستاده گی کنیم تا یکبار دیگر ما در یک منجلاب دیگری غرق نشویم. من به همه مردم افغانستان پیشنهاد میکنم که ما باید به این عقیده رسیده باشیم که این حاکمیت توان پاسخگویی به ارزش های ملی و مردمی را ندارد. باید بدانیم که این وطن تنها وطن آقای اشرف غنی، عبدالله، صالح و یا هم از دانش نیست وطن مربوط به تمام اقوام افغانستان میشود. ما چرا بخاطر نجات وطن خود بخاطر ارزش ها و منافع ملی این کشور را دست بدست کنیم، این خاموشی بز دلی، کم دلی و کم همتی ما را نشان میدهد. بیایید خود دست و آستین بر زنیم و تکیه بر بود و نبود این رهبران نکنیم، دلیرانه برآیم نجات وطن خود گام برداریم. خاموش نشستن گناه، بی غیرتی، بی حرمتی به ارزش های ملی است.