دو دسته گی و آشفتگی هیأت گفت و گو کننده ی طالبان در قطر

پس از 20 سال درگیری، خشونت، ویرانی و آواره ساختن شهروندان افغانستان، سرانجام طالبان برای نخستین بار به وساطت امریکا، امارات متحدۀ عربی،  پاکستان و برخی کشور های منطقه برای آغاز گفت و گوهای میان افغانان با هیأت گفت و گو کنندۀ جمهوری اسلامی افغانستان به پای یک میز نشستند، این نشست با سخنان عبدالله عبدالله، رییس شورای مصالحه جمهوری اسلامی افغانستان و ملا برادر آخند معاون سیاسی گروه طالبان آغاز شد. دو طرف بر تأمین صلح و پایان خشونت ها تأکید کردند.

هر چند اظهارات خوشبینانۀ دوطرف برای رسیدن به صلح، ستایش گرم شهروندان و اشتراک کننده گان مراسم گشایش گفت و گوهای صلح میان افغانان را در پی داشت، اما در حاشیه های این نشست بسیاری شاهد، دو دسته‏گی و سراسیمه‏گی بی پیشینه میان هیأت گفت و گو کننده‌ا‌‏ی طالبان بوده اند، نه تنها این بل گفته می شود که این هیأت فاقد یک آجندای منظم و برنامه ریزی شده برای مذاکره با هیأت جمهوری اسلامی افغانستان بوده اند. چنانچه هیأت گفت و گو کننده‏ی این گروه در مورد این که در نخستین روز آغاز گفت  و گوهای صلح میان افغانان به گونۀ مشخص روی کدام موارد کلیدی بحث شود، آگاهی نداشته است. در این میان دو مورد بنیادی که بیشتر از هر مشخصۀ دیگر تقابل و تضاد دیدگاه هیأت طالبان را نشان می داد تأمین آتش بس و  چگونگی حضور زنان در این نشست بود. در حالیکه، سهیل شاهین سخنگوی پیشین دفتر سیاسی طالبان در قطر، هنگام مصاحبه با رسانه ها تأمین آتش بس را از خواست های کلیدی هیأت طالبان عنوان کرد و تأکید نمود که در روز نخست آغاز گفت و گوهای صلح میان افغانان قرار است هیأت طالبان تماس جدی روی این موضوع داشته باشد، با این حال اظهارات او در تضاد با صحبت های برخی از همکاران دیگر آقای شاهین قرار گرفته است که بربنیاد آن تا اکنون تصمیم گیری واحدی در پیوند به آتش بس در میان طالبان وجود ندارد. چنانچه مستحضرید، شیر محمد عباس ستانکزی، معاون هیأت گروه مذاکرکنندۀ طالبان در مصاحبه با صدای آشنای امریکا گفته است که تا هنوز دیدگاه واحدی برای تأمین آتش بس در افغانستان میان هیأت گفت و گو کننده ایجاد نشده است، به گفتۀ او پس از آن که هیأت گفت و گو کننده‏ی جمهوری اسلامی افغانستان با هیأت طالبان به گونه‏ی رو در رو نشستند، تمامی این موارد مورد بحث قرار خواهد گرفت.

در یک برداشت کاوشگرانه، اگر برآیند این دو گفتگو از یک موضع گیری خاص که دو اظهارنظر متضاد را بازتاب می دهد، بررسی شود، ممکن دو پیام را برساند، نخست اینکه؛ امکان دارد در میان این گروه تضاد دیدگاه واحد حاکم باشد که در واقع همان دوسته گی در میان آن ها را برملا می سازد. دوم اینکه؛ می تواند این مسأله را برساند که نا آشنایی طالبان با روش های دیپلماسی در پیوند به مذاکره و مفاهمه و یا هم ضعف مدیریت، پراگنده‌گی و بی نظمی را در این گروه دامن زده و هر کی بدون هماهنگی به رسانه ها از موضع هیأت طالبان به رسانه ها حرفی بزند. در هردو صورت می توان استدلال کرد که اظهارات این چنینی از سوی هیأت طالبان در آغاز گفتگو های صلح میان افغانان، موضع گیری واحد این گروه را به چالش کشیده و با روحیه آشفته به مذاکرات پیوسته اند.

حضور زنان در این گفت و گوها از موارد دیگریست که برخی از اعضای هیأت گفت و گو کنندۀ طالبان با آن مخالفت دارند، حبیبه سرابی عضو هیأت گفت و گو کننده ای جمهوری اسلامی افغانستان به رسانه ها گفت که مخالفت های شدید طالبان مبنی بر حضور زنان در میز گفت و گوهای صلح نشان می دهد که این گروه پابندی به تعهدات از پیش تعیین شده در روند گفت و گوهای صلح ندارند. محمد نعیم سخنگوی جدید دفتر سیاسی طالبان در قطر در صحبت با رسانه ها نیز تأکید کرده است که رهبری هیأت طالبان تصمیم گرفته اند نشست میان افغانان بدون حضور زنان برگزار شود، موردی که خشم هیأت گفت وگو کننده‏ای جمهوری اسلامی افغانستان را بر انگیخته است و در ضمن این مسأله واکنش شهروندان به ویژه فعالان حقوق زن در این عرصه را در پی داشته است. چنانچه فعالان حقوق زن به این باور اند که هرچند برخی از اعضای این گروه با ادا در آوردن روشنفکرانه  در پیدا، حضور زنان در جامعه را پذیرفته اند، اما چنین اظهارات در حقیقت نشأت گرفته از تفکر افراطی این گروه است که در گفتمان های امروزی هیچگونه جایگاهی ندارد.

با نظرداشت موارد بالا از شاخصه های یادشده بر می آید که طالبان در این دور گفت و گوها دچار دو دسته‏گی و آشفته‏گی سیاسی هستند و درست نمیدانند که در برابر هیأت جمهوری اسلامی افغانستان چگونه موقف از خود تبارز بدهند. در کنار آن طالبان انتظار دارند که در این دور گفت و گوها نیز همانند گذشته به اشاره پاکستان موقف شان را روشن سازند و تصامیم نهایی شان را از آدرس آن کشور بگیرند. هرچند نیت مندی پاکستان در قبال صلح میان افغانان در این دور نیز قابل پیش بینی نیست زیرا هر ازگاهی در چنین مواردی در پرنسیب بر مذاکره خوشبین بوده است، اما زمانی که بر خواسته های اش نرسیده، جنگ در افغانستان شدت گرفته است که بدون شک یکی از خواسته های آن به قدرت رسیدن امارت طالبان است. در حالی که دست کم 90 در صد شهروندان در نظر سنجی «جدال جمهوریت و امارت برای رسیدن به صلح» از نظام جمهوریت پشتیبانی کرده اند. افزون بر آن شهروندان افغانستان به ویژه خانواده‏ های قربانیان جنگ از دو طرف خواسته اند که حقوق قربانیان جنگ را قربانی خواسته های گروهی و فردی شان نسازند.