سه چالش خطرساز برای بشر که باید جلوگیری شود

برتراند راسل می‌گوید “متاسفانه بسیاری از مردم پس از این‌که به دامان شوربختی درافتادند، به سعادت از دست‌رفته خویش پی می‌برند”.

این گفته‌ی فیلسوف منطق‌دان بریتانیایی کاملن با حال فعلی آدم‌ها ربط دارد. پس از پیشرفت‌ها در عرصه‌ی وسایل قدرت‌مند هسته‌‌ای و فناوری، زندگی بشر چهره‌ی دیگری به خود گرفت و روزگار بدون لذت واقعی برای شان می‌گذرد که این مسله باعث شد تا آهسته آهسته برای انسان‌ها همان زندگی گذشته با خانه‌های گِلی بدون وسایل فناوری، پیش از پیش برای شان شیرین شود.

متاسفانه اکثر آدم‌ها هرقدر که به پیشرفت و سرمایه‌داری دست یافتند به همان اندازه خواهشات و منافع مالی شان بالا رفت، نظام‌های گوناگونِ ناخوبی را ایجاد کردند و عدم قناعت شان باعث استفاده‌ی همه امکانات و معدن زمین شد. در کنار آن با رقابت‌های ناسالم، جنگ‌ و خشونت‌ پایانِ کار ناگواری را برای همه جهانیان ایجاد کردند. در حال حاضر سه چالش بزرگ (زیست‌محیطی، رقابت‌ هسته‌ای و اختلال فناوری) در پی نابودی نسل بشر است.

 

چالش زیست محیطی نخستین خطر بزرگ است
تغییر آب‌وهوا (گرم‌شدن کره‌ی زمین) تهدیدی‌ست که انسان‌ها در حال حاضر با آن مواجه اند و احتمال بدتر شدن وضعیت در آینده‌ی نزدیک است. گرمی زمین ناشی از فعالیت‌های بشر، به ویژه در نشر گازهای گُل‌خانه‌ای مثل دی‌اکسایدکاربن، استفاده‌ی زیاد از منابع زمینی و سوختاندن مواد بیش‌تر هوای زمین را تا حد ترسناکی تغییر می‌دهد. بر اساس گفته‌ی محققان این حوزه، اگر تا بیست‌سال آینده، نشر گازهای گل‌خانه‌ای را به‌طور چشم‌گیری کاهش ندهیم، دمای میان‌گین جهانی تا ۳/۶ درجه‌ی فاران‌هایت بالاتر می‌رود. در نتیجه بیابان‌ها گسترده‌تر و قله‌های یخی ناپدید می‌شود، آب اقیانوس بالا می‌آید، تولیدات کشاورزی مختل و شهرها زیر آب برده می‌شود که این واقعه اکثر سطح جهان را غیرقابل سکونت کرده و صدها میلیون‌ مهاجر را وادار به جست‌وجوی خانه‌های جدید می‌کند. این موضوع در رادرهای سیاسی ۱۹۶۴ ثبت شده بود؛ فروپاشی زیست‌محیطی.

جای نگرانی‌ست که از سال ۲۰۱۸، به جای کاهش نشر گاز گل‌خانه‌ای، میزان نشر جهانی آن رو به افزایش است. بشر وقت بسیاری کمی برای قطع مصرف سوخت‌های فسیلی دارد و ما باید همین امروز وارد مرحله‌ی ترک شویم.

 

رقابت‌های هسته‌ای، دشمن دوم بشر
در گذشته کشورهای قدرت‌مند با یک نظم جدید بین‌المللی و جهانی، دوره‌ای ازصلح بی‌مانند را در دامان خود پرورش دادند و این‌طور جنگ اتمی را دفع و هرنوع جنگ و خشونت را کم کردند. و اما شوربختانه حالا چنان به این دست‌آورد خو گرفته‌ایم که دیگر قدر آن‌را نمی‌دانیم به همین دلیل مردم به خود اجازه می‌دهد که با آتش بازی کنند. روسیه و آمریکا اخیرن مسابقه‌ی تسلیحاتی اتمی جدیدی را شروع کردند و با گسترش ماشین‌های آخر زمان، ما را به آستانه‌ی نابودی اتمی بر می‌گردانند.

 

اختلال فناوری، سومین چالش خطرساز
ابزار دیجیتلی با هدف ایجاد سهولت بیش‌تر ما را به سوی خود می‌کشاند اما اگر موضوع از بُعد دیگر به دقت بررسی شود نتیجه می‌گریم که این ابزار در کنار خوبی‌ها، زیادتر موارد منفی را به‌دنبال دارد و گرایش زیادی بشر به آن می‌تواند پیامد منفی داشته باشد. ابزار فناوری امروزی در واقع ذهن ما را منحرف کرده چنان‌که برای هوش واقعی بشر هیچ‌کاری نمی‌کنیم، به‌جای آن سعی داریم به تقویت هوش مصنوعی بپردازیم و این‌گونه فکر می‌کنیم که برای پیش‌رفت‌ بشر کار شده است. در حالی‌که موضوع درست چیزی دیگری‌ست. هم‌چنان برخی با سوی استفاده از ابزار فناوری، به آن جنبه‌ی سیاسی و دیکتاتوری داده اند و سعی دارند تا جهت تامین منافع شخصی خود به یک سلسله اقدامات سیاسی اقتصادی دست بزنند. سالانه وسیله‌های زیادی فناوری را بالای ما با هزینه‌های هنگفتی می‌فروشند و ما را سخت سرگرم آن می‌کنند. هم‌چنان برای این‌که ما بتوانیم به طور دوام‌دار از این ابزار استفاده کنیم مجبوریم پس از گذشت یک مدت، این ابزار را با پرداخت یک مقدار هزینه‌ای، به‌روز برسانیم. ادامه‌ی این وضعیت بشر را مطیع دیکتاتوری دیجیتلی می‌کند و زمانی‌که ابزار فناوری به بشر قدرت یابد انسان به یک رنج فناپذیر مثل بی‌ربطی و عدم موثریت مبتلا می‌شود.

 

نتیجه؛ مشکلات جهانی به پاسخ‌های جهانی نیاز دارند

مردم برای پایه‌گذاری دسته‌جات ملی به دردسر افتادند زیرا با چالش‌هایی مواجه شدند که نمی‌شود به تنهایی حل‌شان کرد. سه‌ چالش بزرگ جهانی‌که در موردش بحث می‌کنیم نیازمند راه‌کارهای جهانی است. یک کشور به تنهایی نمی‌تواند کاری کرد باید به جای ارزش‌های ملی، پابند ارزش‌های بین‌المللی باشیم. باید هدف ما مبدل‌کردن زمین به جایی امن، برای همه باشد. به طور مثال برای حل چالش زیست‌محیطی، هر کشور باید طیفی از سیاست‌های حفظ محیط‌زیست را به کار برد. دولت‌ها می‌توانند بر نشر دی‌اکسایدکاربن مالیات وضع کنند، هرینه‌ی اثرات بیرونی را به قیمت نفت و گاز بیفزایند، سوبسید صنایع آلاینده را قطع کنند و هم‌چنان پول بیش‌تر برای تحقیق و گسترش فناوری انقلابی سازگار با محیط‌زیست اختصاص دهند تا فناوری موثر جدیدی، بدون سوخت فسیلی، جای آن‌را بگیرد. در کل همه کارها باید در سطح جهانی انجام شوند.

از سوی دیگر برای حل چالش رقابت هسته‌‌ایوث و پیش‌گیری از جنگ اتمی هم اقدامات جدی از سوی کشورهای قدرت‌مند گرفته شود. دو جنگ جهانی پیش‌تر تجربه داد که خشونت و نابودی هم‌دیگر، نشانه‌ی قدرت نیست پرقدرت‌ترین نظام‌ها که همه‌جاها را تسخیر کردند و همه را به هدف قدرت‌نمایی نابود کردند، بالاخره خودشان سرنگون شدند. پس با جنگ و خشونت نمی‌شود قدرت‌نمایی کرد؛ خیلی از بُعدهای مثبت قدرت‌نمایی هم وجود دارد. به جای مصرف هنگفت بالای ساخت و استفاده‌ی بمب‌های هسته‌ای و پیش‌رفته، شاید به جا باشد که این پول‌ها را در راه ‌مثبت  برای تامین صلح و سهولت‌های بشری استفاده کنیم زمانی‌که ما به یک ملت دیگر و عده‌ای زیاد از مردم موثر واقع شویم، این هم خود نوعی از قدرت‌نمایی است.

در باره‌ی حل چالش‌های اختلال فناوری، یووال نوح هراری پروفیسور نام‌آشنای تاریخ‌بشر در سومین کتاب مشهورش به‌نام ۲۱ درس برای قرن ۲۱، راه‌کارهای ارزش‌مندی را پیشنهاد کرده است او باور دارد که به‌جای سرمایه‌گذاری روی ابزار فناوری به‌تر است که بر اندیشه و فهم علمی بشر سرمایه‌گذاری شود و در کتابش چنین نوشته؛ “برای هردالر و هردقیقه‌ای که بر بهبود هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنیم، عاقلانه است که هردالر و هردقیقه را روی بهبود هوشیاری انسان هزینه کنیم. متاسفانه در حال حاضر کارِ چندانی برای تحقیق بر هوشیاری انسان و راه‌های گسترش آن انجام نمی‌دهیم”.

به عنوان جمع‌بندی بحث مقاله‌ام، کوتاه می‌نویسم؛ زمانی‌که یک شخص می‌تواند هم‌زمان به خانواده‌اش، همسایه گانش، شغلش و ملتش وفادار باشد. پس چرا بشر و کره‌ی زمین را به این فهرست اضافه نکنیم؟ از نظر من جهانی شدن پدیده‌ی نیک است و به خیر همه انسان‌ها تمام می‌شود. در کل برای حل این چالش‌ها اگر اقدامات جدی از سوی جهانیان صورت نگیرد به سرعت تمام، همه‌ی ما به نقطه‌ی سقوط می‌رسیم.

 

نویسنده: فرشاد عمری