دلیل افزایش رابطه های پنهانی میان جوانان در چیست؟

 ‎ امروزه در جامعه‌ی ما جوانان به نام عشق چگونه باهم ارتباط می‌گیرند؟ چرا بیش‌تر جوانان درگیر روابط ناسالم اند تا ادای مسوولیت‌های واقعی شان و تحصیل کردن؟

‎دوره‌ی نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، گاهی این هیجان‌ها با اضطراب و‌افسردگی زیان‌بخش همرا است.

‎ تحقیقات در زمینه نشان داده است که جوانان بدون فکر کردن، وارد تصمیم‌های نامناسب زندگی‌شان می‌شوند و عواقب آن گره‌خورده با حوادث‌ ناگوار می‌باشد. اگر از بیش‌تر افرادی که با جنس مخالف به نام محبت ارتباط دارند، بپرسید که آیا رابطه‌ی شما سالم بوده و سرانجام خوبی خواهد داشت؟ اکثرن می‌گویند که دوستی ما فرق دارد. درحالی‌که نه تنها به ازدواج نرسیده اند، گاه آسیب های زیادی نیز در این راه بر آنان وارد می شود.

‎در سالهای اخیر دوستی و معاشرت‌های نامتعارف قبل از ازدواج، رواج بسیار زیادی یافته است. معاشرت‌های پنهانی و ناپایدار با جنس مخالف که با ادعای آشنایی و شناخت به‌تر برای ازدواج صورت می‌گیرد برای هر دو طرف مخصوصن دختران را دچار مشکلات زیادی می‌کند. وقتی والدین با فرزندان خود رابطه‌ی دوستانه و صمیمی ندارند این خصوصیت، اولین گام در جهت پنهان‌کاری فرزندان است به گونه‌ای که بی‌مهری و بی‌توجهی والدین موجب فاصله‌گرفتن فرزندان می‌شود و آن‌ها را مجذوب دوستان و افرادی می‌کند که ممکن است صلاحیت لازم برای دوستی را نداشته باشند.

سرگذشت‌ها

‎نکهت سلطانی، دانش‌جو است او در باره‌ی داستان ارتباط شخصی‌اش با پسری، چنین می‌گوید: “مه در اوایل هیچ توجه به بچه‌ها نداشتم سرشار بودم کم‌کم که کلان شدم احساس کدم که کم‌بود محبت، زیاد انسانه از زندگی نا امید می‌کنه و مه ای ناامیدی ره از خانواده خودم گرفتم پدر و مادرم همیشه مصروف خود بودند جنگ‌های شان مره اذیت می‌کد و مه همراز خوب میخاستم که فامیلم برم نشده بودند. ای سبب شد تا به کسی دیگری مه پناه ببرم، ذکی هم کلاسیم بود بچه نسبتن شوخ و مودب بود با حرف زدن احساس کدم شاید ای شخص تنهایی‌های مه باشه کسی باشه که بتانم به راحتی همرایش حرف دل مه شریک کنم چند مسج بین ما رد و بدل شد آهسته اآهسته شب ها و روز ها با هم قصه می‌کدیم لذت زندگی ره با بودن او احساس می کدم یعنی ما عاشق هم دیگه شدیم جز او به کسی حتا فکر نمی‌کدم  مه صادق بودم در برابرش اما او همه چی ره شوخی فکر می‌کد در مورد ازدواج چندان جدی نبود چند بار خواست همرایش نزدیکی کنم وقتی رد می‌کدم چندین روز قهر می‌بود و وقتی موضوع ازدواج مطرح می‌کدم به نوع بهانه‌تلاشی می‌کد خلص ای رفتارش روزبه‌روز سخت‌تر می‌شد، تصمیم گرفتم جدا شویم اما نشد چون نبود او‌ برم زجر دهنده است ..”

‎حکیم‌ امرخیل کارمند دولت: “مه و‌ میترا ۸ سال در ارتباط بودیم، وعده‌ داده بودم که حتمن همرایش عروسی می‌کنم اما او‌ فقط خوش‌گذرانی می‌کد عین زمان با کسی دیگری هم در ارتباط بود بیش‌تر به مادیات توجه داشت با وجود ای همه باز هم دوستش داشتم اما غلط بودم چون او فقط پول و ثروت مه دوست داشت نه خود مه….”

‎از دریچه‌ی چشم آگاهان این موضوع چی گونه است؟

‎شرف الدین عظیمی روانشناس مسایل اجتماعی است

‎او روابط قبل از ازدواج را بی‌بنیاد دانسته می‌گوید: “جوانان زود عاشق می‌شوند زود تصمیم می‌گیرند که این همه باعث شده تا اینده ناموفق داشته باشند.

‎آقای اعظیمی دلیل دل‌بستن جوانان به جنس مخالف را کم‌مهری‌های خانوادگی و جنگ‌وجدال‌ میان والدین دانسته به این موضوع باورمند است که این همه سبب پناه بردن جوانان به افراد بیرونی شده است.

‎وحید یوسفی استاد دانشگاه دلیل روابط پنهانی جوانان را بی‌کاری و فقر دانش می‌داند. او می‌گوید: “اکنون کشور ما به جوانان ‌پرفهم نیاز مبرم دارد و اگر همچون روابط قابل پذیریش اجتماع می‌بود پس چرا باید به آن لقب رابطه‌ی پنهانی را میگذاشتند؟

‎باید آشکار می‌بود، اما این‌جا حتا در عدم حضور فامیل‌ها روابط پنهانی خیلی به پیش می‌روند پس مسلم است که این کار اشتباه است.

‎مجیب یزدان پرست (عالم دین): “وقتی در بین اکثر جوانان جامعه روابط نامشروع رواج یافت، زندگی برای افراد سالم و متدین و کسانی که پابند به دین و مذهبی هستند، مشکل خواهد بود. در حقیقت چنین جامعه‌ای به مرضی مبتلا شدند که درمان آن بسیار سخت یا غیرقابل علاج می‌شود”.

پیامد‌ روابط پنهانی!

‎۱- وابستگی‌های بیش از حد.

‎۲- افسردگی

‎۳- روابط غیرمشروع

‎۴- فریب

‎۵- خودکشی

‎۶- افزایش مجردی

‎۷-کم‌اعتمادی

‎۸- عدم توجه به پیش‌رفت امور زندگی

‎ارتباط‌های غیرمتعارفی که در چهارچوب فرهنگ دینی نباشد، از آن‌جا که در طول زمان با افراد مختلف، متعدد و متنوع صورت میگیرند، باعث می‌شوند که چنین شخصی در زندگی آینده‌ی خود، دچار مشکل‌های زیادی باشد؛ زندگی‌اش سرد و عاری از نشاط می‌شود و کانون خانواده که باید محلی امن برای آرامش زن و مرد و فرزندان آنان باشد، گاهی از هم فرو می‌پاشد یا تبدیل به محیطی تلخ، سرد و تنش‌زا می‌شود.

دلیل‌ روابط پنهانی

‎۱- کم‌مهری خانواده‌ها

‎۲- فقر اقتصادی

‎۳- استفاده نادرست از سایت‌های اجتماعی

‎۴- خوش‌گذرانی

‎۵- بی‌کاری

‎۶- فقر جنسی

٧ فقر علم

‎پسران جوانی‌که حمایت عاطفی بسیاری از والدین خود دریافت می‌کنند و دخترانی هم که با مادران‌شان صحبت می‌کنند، کم‌تر در معرض خطر برقراری روابط خطرناک با غیرهم‌جنس قرار دارند. نوجوانی که در دوره‌ی کودکی خود پاسخ‌های مناسبی به نیازهای عاطفی و جسمی‌اش از سوی والدین دریافت نکرده، ممکن است به دلیل احساس طرد از سوی والدین در صورت ارتباط با غیرهم‌جنس به سرعت در روابط درگیر شود تا احساس کند به دوست پسر یا دختر خود بسیار نزدیک است.

‎هم‌چنان نداشتن علاقه برای تشکیل خانواده، بالارفتن سن ازدواج، کم‌بود محبت، نیاز به همدلی و ابراز عاطفه، ناآگاهی از خود و جنس مخالف، چشم و هم‌چشمی و … از جمله عوامل تاثیرگذار بر افزایش گرایش به روابط احساسی بین دختر و پسر در این دوران است.

دیدگاه‌ها!

‎اکثر افراد اجتماع به این عقیده هستند؛

‎۱- روابط دختر و پسر به عنوان یک معضل اجتماعی است. منظور از روابط، روابط غیرعادی و ناپخته است روابطی که از روی هیجان، تخیلات ورویای غیر واقعی شکل می‌گیرد. حد اکثر چنین روابط ناموفق بوده یعنی به ازدواج متصل نه می‌شود. پس فکر کنید زندگی پس از شکست چگونه خواهد بود؟

‎ عاقل کسی‌ست که به این همه نکات دقیق‌تر غور کند و مانع احساس خود شود.

‎۲- عشق: آن‌چه نسل جوان امروز ما را دچار سرگردانی کرده است، از سویی زندگی در جامعه‌ی اسلامی و سنتی و از سوی دیگر رسانه‌ها وماهواره و اینترنت است که جوانان رابافرهنگی دیگر آشنا می‌کند. بعضی از اصول آنان با جامعه‌ای که درآن زندگی میکند فرق دارد عشق فقط در کشورهای بیرونی نتیجه‌بخش بوده در این‌جا مردم ما چندان بیدار نشدند که معنای اصلی عشق را مطالعه کنند ان که جریان دارد فقط هوس است…

راه حل!

‎عشق، پدیده‌ی هیجانی و عجیب است که بیش‌تر مردم جهان را درگیر خود می‌کند. جامعه متشکل از خانواده‌های مختلف است که در تربیت خانوادگی باید نهایت دقت صورت بگیرد. افراد در خانواده‌ی خود با یک عده از محدودیت‌ها آشنا بشوند و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران را باید مدنظر قرار دهند.

‎پژوهشگران گفته‌اند، در سنین اساسی جوانان، اگر خانواده‌ها توجه بیش‌تری را صرف اولاد‌های خود کنند و خلاهای کوچک و بزرگ را از سد راه شان دور کنند یعنی محبت، حرمت، و اعتماد را بیش‌تر بین هم گسترش دهند هرگز اولاد همان خانواده به شخص دیگری چشم امید نمی‌داشته باشد.

نتیجه‌گیری!

‎تجربه‌ها نشان می‌دهند، جامعه‌ای که در ان فحشا به گونه‌ی مخفی نفس می‌کشد امروزه دامن‌گیر نسل نو‌‌ شده است. دل‌باختگی و عشق برای اولین‌بار در دوران بلوغ، احساس و معمولن با یک نگاه شروع می‌شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهم‌جنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهم‌جنس روبه‌رو هستند. بسیاری از آنان، ساعت‌ها درباره‌ی خاطرخواهی که حتا او را هم نمی‌شناسند، به خیال‌بافی می‌پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلم‌داد می‌کنند در حالی که این دل‌باختگی احساس درازمدت و پای‌داری نخواهد بود.

‎عشق در دنیای امروزی با نیرنگ و‌فریب بافت خورده است. جوانان که بیش‌تر عاطفی پیش می‌روند از فردای زندگی غافل هستند. در این میان هستند جوانان که تحصیل کردند و به پختگی تفکر و مرحله‌ی انتخاب درست سرنوشت زندگی‌شان قرار گرفتند، ارتباط سالم با فردی اهل دانش و زندگی دارند و با ازدواج کردن به آن معنا می‌بخشند. باید از این جمعی جوانان خردمند باشیم.

‎-فرشته محبوبی