وقتی که قصاب و قاضی کور مسؤول امنیت شوند

ٰ

 

افغانستان در آتش جنگ می سوزد، طالبان با گسترش حمله های شان تلاش دارند دامنه ی جغرافیای خود را به بزرگ شهرها بکشانند و محاصره ی نظامی، سیاسی و اقتصادی را بر بزرگ شهرها بیشتر سازند؛ در دو هفته ی پسین دست کم 20 ولایت کشور به طور میانگین در آتش جنگ می سوزند. اما بدبخترین مردمان دنیا همواره چنین تجربه های تلخی را میداشته باشند؛ زیرا قصاب و قاضی کور مسؤول امنیت شهرآنان می شود.

 

متأسفانه اشرف غنی، در دور دوم ریاست جمهوری اش افغانستان را به پرتگاه نابودی و یک جنگ تمام عیار دیگر کشانده است؛ هرچند او خود را زعیم و سرقومندان اعلی افغانستان میپندارد، اما در باطن او جاسوس و خود فروخته ی است که در این وضعیت تلاش دارد برای طالبان خوش خدمتی کند.

 

در وضعیت کنونی اشرف غنی دست و آستین بر زده است تا ملیت های با هم برادر افغانستان را نادیده بگیرد و برای برتری جویی های قومی و سمتی همه دار و ندارد مردمان این کشور را به بادفنا ببرد. آری غنی با آنکه فساد پیشه ترین سیاستگر افغانستان است، بدترین گزینه ی پایداری اقتدار سیاسی در این کشور نیز بر شمرده می شود. زیرا ماندن او در قدرت سبب خواهد شد تا افغانستان به سوی تجریه ی کشانده شود.

 

اگر به مثلث امنیتی غنی دیده شود، رهبری سکتور امنیتی را بیشتر بیسوادان و بدبختانی مدیریت میکنند که از ترجمانی به جنرالی و وزارت رسیده اند. سوگند به الله که اینها بدبخت ترین مردمان هستند، زیرا برای منافع شان و برای حفظ کُرسی همه روزه در این سرزمین جوهای خون را جاری می سازند و مردمان را به کشتن میدهند. متأسفانه که در چند سال پسین، غنی و سه رخ دیگر حکومت قومگرایانه و فاشیست او تلاش دارند تا از یک سو سرمایه ی ملی افغانستان را برای خانواده های شان به بیرون انتقال دهند و از سوی دیگر هم زمینه را به حدی تنگ تر سازد که سر انجام مردم دست به قیام بزنند و با زور این نظام را سر نگون سازند.

 

حکومت چهارنفری غنی از دیرزمانیست که شخصی را به نام حمد الله محب، که از بی نام ترین و بی هویت ترین مردمان این سرزمین است را منحیث مشاور امنیت ملی گماشته است. این بدبخت که از رشته ی کمپیوتر ساینس فارغ شده، حالا سکتور امنیتی را که حد اقل الف با اش را نیز نمیداند رهبری میکند. افزایش تلفات نظامیان، شدت گرفتن حمله های خونین در بیشتر ولایت های کشور از موارد مهمیست که بیشتر از سوی همین مغز متفکر برنامه ریزی می شود.

 

مشاور امنیت ملی به جز از ساختن فولدرهای جدید و یا هم ویندوز کردن کمپیوتر چیز بیشتری نمیداند. هرگز فراموش نخواهم کرد که روزگاری از قضا، جناب مشاور امنیت ملی منحیث سخنگوی مؤقت اشرف غنی گماشته شده بود، این روایت برمیگردد به نخستین سال ایجاد حکومت وحدت ملی؛ هنگامی که خبرنگاران در برابرش قرار گرفتند؛ به وضاحت گفت: «به این حد خبرنگار و کمره را چی رقم پاسخ بدهی، باش که من خط را حفظ کنم بعدش.» حال این عالی جناب بی سواد، مردم افغانستان را به مثابه ی گوسفندان قربانی در گروگان گرفته است، در حالی که هر طرف جوهای خون روان است؛ اما آب از آب تکان نخورده است و اینها هنوز هم به سیاست بازی ها مصروف هستند.

 

در سوی هم سه کم سواد دیگر در رأس نهادهای امنیتی و دفاعی این سرزمین قرار گرفته اند، برای رهبری جنگ نه بلکه از بهر حفظ کُرسی خود را به وزارت های داخله و دفاع و امنیت ملی سنجاق کرده اند. شایدکه اگر روزی ضرورت شود، این عالی جنابان برای حفظ خود در کُرسی به پاک کردن بوت های مغز متفکر دوم جهان خواهند پرداخت. یاسین ضیا در حالی که تخصص در طبابت دارد، امروزه وزارت دفاع را رهبری میکند؛ پرسش مطرح می شود که این نابغه و مغز متفکر با کدام درایت و شایستگی اش 198 هزار نیروی ارتش را مدیریت میکند.

 

او که به جز از اندکی فعالیت های استخباراتی چیزی دیگری را بلدیت ندارد، چگونه میتواند رهبری جنگ را به دوش بگیرد؛ با انداختن چانته و پرتله بر دوش و گرفتن تفنگ ام فور در میدان جنگ، کسی قهرمان نمی شود؛ اما این ملت گوسفندی هرگز به دنبال تغییر نیستند. مدیریت این بزرگورا سبب سقوط پاسگاه ها و قتل عام نظامیان جان به کف این سرزمین می شود، ولی هیچ واکنشی تا هنوز از سوی مردم دیده نشده است.

 

وزیر داخله، که شبیه چکه فروشان مندوی کابل است؛ امروز مدیریت پولیس ملی را به دوش گرفته است؛ خلاصه این متفکر و اندیشمند از چهره های است که پاسخ گلوله و ماین طالبان را با توزیع خرما میدهد. پرُسش اینجاست که چرا غنی سکوت کرده است؛ عبدالله که خواب رسیدن به ریاست موقت را دارد با بی شرمی تمام حرفی برای گفتن در برابر غنی ندارد؛ در نهایت اگر به رییس عمومی امنیت ملی بر بگردیم، او بی ظرفیت ترین چهره ی امنیتی است؛ زیرا او تا هنوز تفاوت میان اطلاع و شایعه را درست نمیداند؛ اما بدبختانه جناب ایشان ریاست امنیت را که گوش و چشم سکتور امنیت ملی است رهبری میکند. از این رو از لحاظ نظامی، کارشناسان به این باورند که ضعف مدیریت سبب سقوط نظام خواهد شد؛ شمای از این آگاهان نظامی هشدار میدهند که اگر وضعیت این گونه دوام پیدا کند، دیری نخواهد گذشت که در یک سال آینده تمامی نیروهای امنیتی و دفاعی کشور از هم فروبپاشد.

 

 

گزارش ها از درون سه نهاد امنیتی کشور می رساند که رهبری کنونی این وزارت خانه، تمامی نظام را به پرتگاه سقوط رسانده اند. یکی از دلسردی های امریکا در پاسخ ندادن به حمله های طالبان نیز بر میگردد به همین بی توجهی و ناتوانایی این مدیران نا شایسته ی امنیتی؛ زیرا آنان اصلن ماهیت و فهمی از نظامی گری ندارند؛ غنی در وضعیت کنونی بدبختانه که کمر به قتل شهروندان افغانستان بسته است و در نهایت خلیلزاد در این وضعیت تلاش میورزد تا افغانستان را دو دسته به طالبان بسپارد. حال برای رهایی از این وضعیت و حفظ ارزش ها در گام نخست لازم است تا دشمن درونی که همین مدیران نا بکار نظام هستند را باید ادب کنیم و سپس از میان برداشتن دشمن دیرینه که حامی بیرونی دارد به مراتب ساده تر خواهد شد.